الهامی کرمانشاهی
»
شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس)
»
خیابان اول
»
بخش ۲۳ - بدرود امام(ع)با قبر مقدس برادر
بسی مویه ها کرد و پوزش نمود
چنان چون سزاوار آن شاه بود
چو ازکشور شب سوی مرز روز
بسیج سفر کرد گیتی فروز
به کاخ ولایت امام زمان
شد ازقبر فرخ برادر چمان
غلامان و یاران خود را سرود
که زی بار بستن گرایید زود
بسی اشتر راهور آورید
بسی هودج زرنگار آورید
که ناگه زدرگاه شه مویه خاست
نوانگشت از آن کوی برچرخ راست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شخصی به شدت برای شاهش غمگین شده و پوزش میطلبد، زیرا حادثهای رخ داده که شایسته موقعیت اوست. سپس به سفر میرود تا به مرز روز برسد و به کاخ امام زمان برود. او از قبر برادرش باری به دوش میکشد و به یاران و غلامان خود اطلاع میدهد که آماده شوند، زیرا زود باید بار سفر ببندند. او تعدادی شتر و هودج زیبا برای سفر به همراه دارد که ناگهان صدای نالهای از درگاه شاه به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: او بسیار گریه و زاری کرد و از خدا عذرخواهی کرد، چنان که شایسته آن پادشاه بود.
هوش مصنوعی: هنگامی که شب به سمت روز حرکت میکند، سفری آغاز میشود که دنیا را روشن میسازد.
هوش مصنوعی: به محلی که امام زمان (عج) در آن فرمانروایی میکند، از آرامگاه برادر فرخ وارد شدم و مشغول تفکر و تأمل شدم.
هوش مصنوعی: باید به خدمتگزاران و دوستان خود بگویی که آماده شوند و به سرعت حرکت کنند.
هوش مصنوعی: بسیاری از شتران را برای سفر آماده کنید و هودجهای زیبای طلایی را با خود بیاورید.
هوش مصنوعی: ناگهان از درگاه پادشاه صدای نالهای بلند شد و از آن دوزخ، به سمت راست چرخید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.