بزرگوار وزیرا نصیحتی بشنو
ز بنده ئی که ترا هست مشفق جانی
یقین شناس که تو نیستی بشغل اولی
ز هر که هست بگیتی ز انسی و جانی
کسی بنزد تو گر حاجتی کند عرضه
بر آر حاجت او را چنانکه بتوانی
مکن بشغل تعلل که وقت معزولی
کس از تو یاد نیارد بهیچ تاوانی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
بزرگوار وزیرا نصیحتی بشنو
ز بنده ئی که ترا هست مشفق جانی
یقین شناس که تو نیستی بشغل اولی
ز هر که هست بگیتی ز انسی و جانی
کسی بنزد تو گر حاجتی کند عرضه
بر آر حاجت او را چنانکه بتوانی
مکن بشغل تعلل که وقت معزولی
کس از تو یاد نیارد بهیچ تاوانی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر نصیحتی است از بندهای به وزیر بزرگوار که او را به مهربانی و خدمت به دیگران دعوت میکند. شاعر به وزیر میگوید که باید قدر موقعیت خود را بداند و به کسانی که به او مراجعه میکنند کمک کند. او به وزیر توصیه میکند که در انجام کارها تعلل نکن و فکری به حال نیازمندان داشته باشد، زیرا در غیر این صورت هیچکس او را به یاد نخواهد آورد و این ممکن است به زیان او تمام شود. پیام اصلی شعر اهمیت خدمت به دیگران و توجه به مسئولیتهای اجتماعی است.
هوش مصنوعی: ای بزرگوار و وزیر، نصیحتی بشنو از کسی که به تو محبت و خیرخواهی دارد.
هوش مصنوعی: به یقین میتوان گفت که تو از آنچه هستی، در مقام نخست و بالاتر از هر کس در جهان، فراتر هستی؛ چه در نظر انسانها و چه در نظر جانها.
هوش مصنوعی: اگر کسی نزد تو آمد و خواستهای داشت، سعی کن که هرطور شده به او کمک کنی و نیازش را برآورده سازی.
هوش مصنوعی: برای به تعویق انداختن کارها وقت نداشته باش، زیرا زمانی که تنها و دور افتادهای، هیچکس به یادت نخواهد بود و هیچ بهای آن مهم نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
چه آب جویم از جوی خشک یونانی؟
برای پرورش جسم جان چه رنجه کنم؟
که حیف باشد روح القدس به سگبانی
به حسن صوت چو بلبل مقید نظمم
[...]
مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
چه آب جویم از جوی خشک یونانی
برای پرورش جسم، جان چه رنجه کنم
که حیف باشد روح القدس به سگبانی
به حُسن صوت چو بلبل مقید نظمم
[...]
مخوان فسانهٔ افراسیابِ تورانی
مگوی قصهٔ اسفندیارِ ایرانی
سخن ز خسرو و سلطانِ هفت کشور گوی
که خَتْم گشت بدو خسروی و سلطانی
معزِّ دینِ خدای و خدایگانِ جهان
[...]
در آمد از غم تو ، ای بخوبی ارزانی
بکار من چو سر زلف تو پریشانی
کنم بطبع فدای تو دیده و دل و جان
که تو عزیزتر از دیده و دل و جانی
بنفشه زلفی و گل خدی و چه می گویم؟
[...]
به هرزه بر سر دنیا مشو به نادانی
که چون توئی بچنین کار نیست ارزانی
چو عمر ضایع کردی بر آن پشیمان باش
اگرچه سود ندارد کنون پشیمانی
غم جهانی بر جان خویشتن چه نهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.