چه کنی با فلک عتاب که من
نیک بد حال گشتم از فن تو
گر خموشی چو باز پیشه کنی
دست شاهان بود نشیمن تو
ور بر آری خروش چون بلبل
هست زندان تنگ مسکن تو
رو که گردون فراغتی دارد
از بلند و ز پست کردن تو
هم ز خود بین اگر فتد روزی
طوق یا غل ذل بگردن تو
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
چه کنی با فلک عتاب که من
نیک بد حال گشتم از فن تو
گر خموشی چو باز پیشه کنی
دست شاهان بود نشیمن تو
ور بر آری خروش چون بلبل
هست زندان تنگ مسکن تو
رو که گردون فراغتی دارد
از بلند و ز پست کردن تو
هم ز خود بین اگر فتد روزی
طوق یا غل ذل بگردن تو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به انتقاد از فلک و گردش روزگار میپردازد و به نوعی نارضایتی خود را از تأثیرات زندگی بر سرنوشتش ابراز میکند. او اشاره میکند که در هر دو حالت؛ چه در سکوت و چه در فریاد، سرنوشتش تحت تأثیر فلک قرار دارد و به قید و بند دچار شده است. شاعر در نهایت به این نکته میرسد که اگر روزی دچار خودبینی شود، ممکن است به ذلت گرفتار گردد و این وضعیت زادهی دست فلک است.
هوش مصنوعی: چه کار میتوانی با آسمان بپرسی، وقتی که من به خاطر هنر تو دچار حال بدی شدهام؟
هوش مصنوعی: اگر مانند باز خاموش بمانی، نشیمن تو در کنار شاهان خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر مانند بلبل، فریاد و ناله کنی، باید بدانی که در این مکان محدود، جایی برای آزاد زیستن نداری.
هوش مصنوعی: اگر آسمان آزادی دارد، پس تو از بلندی و پایینی خود آزاد خواهی بود.
هوش مصنوعی: اگر روزی به خودخواهی و خودپسندی بیفتی، در آن صورت حرف ذلت و زنجیر بر گردن تو خواهد افتاد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بس کن ای سرد ناخوش احمق
چند و تا چند حیلت و فن تو
پیش ازینم طمع چو می بودی
به عتابیّ و خزّ ادکن تو
می فتادم به خاک و می دادم
[...]
این ده و باغ و بچه وزن تو
غول راهند و غل گردن تو
افکند از فغان و شیون تو
بار هستی ز دوش و گردن تو
دل اسیر کمند پرفن تو
سر من پایمال توسن تو
حسرت خنجری دگر دارم
دست من روز حشر و دامن تو
نیست ای مرغ پر شکسته دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.