یفلک با من اگر بد کنی ار نیک رواست
نه مرا از تو هراس و نه بتو امیدست
ور دلم محنت دور تو کشد باکی نیست
رسم محنت کشی اهل هنر جاویدست
تیر گردون همه انواع فضایل دارد
لیک در ملک طرب کامروا ناهیدست
هر کمالی که مرا هست تو نقصان بینی
چه کنم عود ز جهل تو چو شاخ بیدست
ور سفالی بود اندر نظرت جام جمی
گنه از خفت عقل است نه از جمشیدست
چشم خفاش اگر پرتو خورشید ندید
جرم بر دیده خفاش نه بر خورشیدست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به رابطهاش با دیگری اشاره میکند و میگوید که اگر آن فرد با او بد کند، او نگران نیست و امیدی هم به خوبی آن فرد ندارد. او به محنتهایی که از دوری آن شخص متحمل میشود، اعتنا نمیکند و معتقد است که تحمل سختیها برای اهل هنر امری طبیعی و دائمی است. شاعر به فضایل زندگی اشاره میکند و میگوید که هر کمالی که در او وجود دارد، ممکن است در نظر دیگری نقصی به شمار آید. او همچنین به محدودیتهای دید و درک انسانها اشاره میکند و میگوید که اگر کسی نتواند زیباییها را ببیند، این مشکل از خود اوست نه از حقیقت آن beauty.
هوش مصنوعی: اگر تو با من بدرفتاری کنی، جای نگرانی نیست، چون نه از تو میترسم و نه به خوبیهای تو امیدوارم.
هوش مصنوعی: اگر دلم به خاطر دوری تو رنج ببرد، نگران نیستم؛ زیرا تحمل رنج برای اهل هنر همیشگی و همواره است.
هوش مصنوعی: تیر زمان همه نوع فضیلت و خوبی را در بر دارد، اما در سرزمین شادی و سرور، خوشبختی و کامروایی به دست ناهید (الهه عشق و زیبایی) است.
هوش مصنوعی: اگر هر خوبی و کمالی که در من هست را تو نقص و عیب میدانی، من چه کار میتوانم بکنم؟ شبیه به این است که جهل تو مانند شاخ بید، عود و خوشبویی را از خود دور میکند.
هوش مصنوعی: اگر در نظر تو ظرفی سفالی باشد، این که گناه را به عقل مربوط کنی، ناشی از خامی خودت است نه از مقام جمشید.
هوش مصنوعی: اگر چشم خفاشی نور خورشید را نبیند، اشکالی ندارد که نقص را به خود او نسبت بدهیم نه به خورشید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر که او دیده ی مردم کش مستت دیدست
بس که بر نرگس مخمور چمن خندیدست
مردم از هر طرفی دیده در آنکس دارند
که مرا مردم این دیده ی حسرت دیدست
ایکه گفتی سر ببریده سخن کی گوید
[...]
یا رب این عید همایون چه مبارک عید است
که بدین واسطه دل دست بتان بوسیدهست
گرنه آن ترک سپاهی سر غوغا دارد
پس چرا از گرهٔ زلف زره پوشیدهست
شاخی از سرو خرامندهٔ او شمشادست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.