مرا سپهر چو نراد مهره دزد آمد
که دانه دل ازادگان بود خصلش
هر آن خدنگ بلا کز کمان چرخ جهد
درون سینه فرزانگان بود نصلش
گرش عنایت و گر بیعنایتی رواست
که این بنا چه فتادست بی ثبات اصلش
جهان و هر چه درو هست فارغیم ازان
که داغ هجر نیرزد تنعم وصلش
نبود حبل مودت میان ما و جهان
و کر که بود بهمت همی کنم فصلش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات به توصیف احساسات و اندیشههای شاعر نسبت به جهان و زندگی میپردازد. شاعر دنیای بیرونی را به مثابه سپهر یا دنیای ناگهانی میبیند که گویی در آن چیزها بر اساس شانس و تقدیر در حال رخ دادن هستند. او به ملامت عواطف انسانی میپردازد و تأکید میکند که روابط و محبتهای واقعی میان انسانها و دنیای مادی وجود ندارد. همچنین شاعر به درد جدایی و دوری از معشوق اشاره میکند و در نهایت به تأمل در ناپایداری جهان و بیثباتی آن میپردازد. هر یک از موضوعات در این اشعار به نوعی به غم و اندوه ناشی از امور جهانی و انسانی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: آسمان برای من مانند دزدی است که دانه دل آزادگان را میدزدد و این ویژگی اوست.
هوش مصنوعی: هر مصیبتی که از چرخ زمان به سمت دلهای اندیشمندان پرتاب میشود، تأثیری عمیق و جدی بر آنها دارد.
هوش مصنوعی: خواه اگر توجهی به ما داشته باشی و خواه نداشته باشی، این ساختمان به هر حال بیثبات و سست پایه است.
هوش مصنوعی: ما از تمام دنیا و آنچه در آن است بیتوجهیم، چون داغ جدایی ارزش لذت بردن از وصل و دوستی را ندارد.
هوش مصنوعی: میان ما و دنیا و کائنات هیچ پیوند دوستی وجود ندارد، ولی با تلاش خود سعی میکنم که این فاصله را پر کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.