یا رب که میرود سوی اعیان روزگار
آنها که راه فضل فراوان سپرده اند
وز روی عرض خویش غبار نبهر کی
از مکرمت بحیله احسان سترده اند
در عالم وجود بدست سخا وجود
در چشم بخل غوره خذلان فشرده اند
در نرد جود حاتم طی را هزار دست
ده خصل طرح داده و آسان ببرده اند
وز بحر شعر بنده خضروار در جهان
الا زلال چشمه حیوان نخورده اند
گوید که گفت ابن یمین را طریق آنک
او را ز فاضلان خراسان شمرده اند
دلگرمی کرم ز لئیمان نمیرسد
منت خدایرا که کریمان نمرده اند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به ناسزاگویی نسبت به افرادی میپردازد که از راه فضل و دانش فاصله گرفتهاند و به ریاکاری و احسان ظاهری متوسل میشوند. او با اشاره به سخاوت و کرامت انسانی در کنایه به بزرگان، از بخل و عدم بخشش انتقاد میکند. ابن یمین از زوال کرامتهای واقعی و اهمیت شایستگیها میگوید و به شکوه خداوندی اشاره میکند که هنوز انسانهای کریم و نیکوکار وجود دارند. در نهایت، او به افتخار اینکه کسانی چون او هنوز در میان فاضلان خراسان هستند، اشاره مینماید.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، کسانی که در جستوجوی فضیلت و علم هستند، به سوی عظمت و مقامهای رفیع روزگار میروند.
هوش مصنوعی: از روی خودخواهی خویش، غبار کینه را به کنار میزنند، چرا که با دستاویز بخشایش، کرامت را پنهان کردهاند.
هوش مصنوعی: در جهان هستی، نعمت و بخشش به وفور وجود دارد، اما گاهی اوقات در نگاه افراد بخیل، این نعمتها کم و نایاب جلوه میکنند.
هوش مصنوعی: در بازی کرامت و generosity، حاتم طائی با هزاران دست و ویژگیهای نیکو خود را به تصویر کشیده و به راحتی دیگران را از آن بهرهمند میسازد.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که شعر بنده همچون دریایی سرشار و زنده است که در جهان، تنها چشمهی حیات و زلالی آن مورد استفاده قرار نگرفته و از آن بهرهای برده نشده است. در واقع، تأکید بر این دارد که عمق و زیبایی شعر او هنوز به تمامی کشف نشده و دیگران تا به حال از آن بهرهمند نشدهاند.
هوش مصنوعی: میگوید که ابن یمین را به این دلیل که از فاضلان خراسان به شمار آمده، این را گفتهاند.
هوش مصنوعی: دلگرمی و امید به کمک از انسانهای پست و بیارزش نمیآید. اما باید از خداوند سپاسگزار بود که انسانهای با سخاوت و بزرگوار هنوز در دنیا وجود دارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صاحبدلان که پیشتر از مرگ مرده اند
آب حیات از قدح مرگ خورده اند
اول کشیده رخت به سر منزل فنا
آنگه به دار ملک بقا راه برده اند
یابند بوی فیض بهار از نسیمشان
[...]
آنان که ره بمنزل مقصود برده اند
روزیکه زاده اند همانروز مرده اند
چون نقش تن ز خانه هستی ستردنی است
ایشان بدست خود رقم خود سترده اند
خوش وقت عارفان که نمیرند همچو خضر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.