گر چه دور فلک سفله نوازم همه عمر
بگمان هنر و فضل مشوش دارد
وز کمان ستم چرخ اگر سوی دلم
ناوک غم گذرد بیلک آرش دارد
ور بدان قصد که قربان کندم ترک فلک
گاه و بیگاه میان بسته بترکش دارد
نکنم میل بدان کس که مرا دیده و دل
از سر جهل پر از آب وز آتش دارد
نشود رام فلک و رچه بسی رنج کشد
هر که نفسی چو رهی توسن و سرکش دارد
سرمه دیده کنم خاک کف پای کسی
که نسیم کرمش وقت مرا خوش دارد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دشواریهای زندگی و بیمهری فلک اشاره میکند، اما با وجود این مشکلات، او همچنان به هنر و فضیلت خود افتخار میکند. او از غم و رنجی که ناشی از ستم روزگار است سخن میگوید و به کسی که درک واقعی از او ندارد، بیمهر میشود. همچنین، شاعر به این باور دارد که نباید تسلیم ناملایمات زندگی شد و در عین حال به کسی که لطف و کرامت او را احساس میکند، احترام میگذارد و به او مانوس میشود. در نهایت، او به آرزوی خود برای رسیدن به محبت آن شخص و تجلیل از او میپردازد.
هوش مصنوعی: هر چند که زمان و سرنوشت ظالمی با من همراه است و تمام عمرم را به خاطر گمانهایی درباره هنر و فضیلت به هم ریخته است.
هوش مصنوعی: اگر از کمان سرنوشت، تیر غم به سمت دلم برسد، دست کم مانند آرش (که تیرش را برای هدفی بزرگ رها کرد) آرزو و امیدی در دل دارم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم برای تو قربانی شوم، ستارهها هر لحظه و زمانی در میان تیرکهای عشق، به من تیر میزنند.
هوش مصنوعی: من به کسی که مرا دیده و دلش از نادانی پر از آتش و آب است، تمایل ندارم.
هوش مصنوعی: سرنوشت و تقدیر هر کسی تحت کنترل او نیست، هرچند هر کس که سختی و رنجی میکشد، میتواند مانند اسب تندخو و سرکش باشد که نمیتوان آن را به آسانی مهار کرد.
هوش مصنوعی: چشم خود را به خاک پای کسی میزنم که نسیم مهربانیاش باعث خوشحالی من است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.