گنجور

 
ابن یمین

صاحبا گر چه از ضعیفی تن

می نیارم ببندگیت شتافت

لیک طبع چو آب و آتش من

میتواند بفکر موی شکافت

رشته در بازوی هنرمندان

ذهن وقاد من تواند تافت

لایق کسوت مدایح تو

دیبه خسروی توانم بافت

تربیت کن مرا که چرخ کهن

کم چو من نو سخن تواند یافت

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عنصری

زان مثا حال من بگشت و بتافت

که کسی شال جست و دیبا یافت

مسعود سعد سلمان

دست بر زخم من فلک نگشاد

تا درین سمج بی درم نه ببافت

کس چو من گوهری به نظم نسفت

کس چو من حله ز نثر نبافت

از چنین کارهای بی ترتیب

[...]

انوری

نیز مدح و غزل نخواهم گفت

گرچه طبعم به شعر موی شکافت

کانک معشوق بود پیر شدست

وانک ممدوح بود فرمان یافت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه