زلف عنبر شکنت مایه ده مشک خطاست
پیش چین سر زلفت سخن مشک خطاست
لعل نوشین تو دارد صفت آبحیات
خط مشکین ترا خاصیت مهر گیاست
چشم بد دور از آنروی چو ماه و خط سبز
که بر آئینه تو گوئی مگر آه دل ماست
آفتاب فلک ار روی بروی تو کند
از حسد همچو مه نوفتد اندر کم و کاست
در غم عارض خورشیدوشت جان و دلم
گر چه از زلف تو آویخته دام بلاست
گر نجات دل اینخسته ز غم میطلبی
نظری کن که اشارات تو قانون شفاست
طمع از دانه خالت نبرد مرغ دلم
گر چه از زلف تو آویخته دام بلاست
هست بر حال دلم ناله شبگیر گواه
خود ترا بر دل من بنده چه حاجت بگو است
تا بقصد دلم آنماه کلهدار کمر
بست بر هیچ مرا پیرهن صبر قباست
من نه تنها نگران رخ چونماه ویم
جمله صاحبنظران مینگرند از چپ و راست
نظر ابن یمین نیست بر آنعارض و خال
نظر او همه بر نازکی صنع خداست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی معشوق میپردازد و زلفهای او را نمادی از مشک و عطر میداند. او به ویژگیهای چهرهاش، از جمله لبهای درخشان و چشمان شبیه به ماه اشاراتی میکند و حسادت آفتاب را نسبت به زیبایی او بیان میکند. دل شاعر در اندوه زلفهای معشوق گرفتار است، ولی امید دارد که نگاه معشوق بتواند او را نجات دهد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که زیبایی معشوق باعث نظرات اطرافیان شده و او را میفریفت.
هوش مصنوعی: زلفهای عطرآگین تو سبب میشود که مشکلات و دشواریها در سایه زیباییات رنگ ببازند و هر نوع گفتگو درباره دلربایی و جذابیتت نادرست به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: لبهای نوشین تو همانند لعلهایی است که زنده کنندهاند و خط مشکین تو هم مانند خاصیتی است که به گلهای خوشبو میبخشد.
هوش مصنوعی: از خیالت دور باد چشمهای بد، تو چنان رویی داری که همچون ماه میدرخشد و خط سبز زیبایی بر رویت است، گویی فقط آه دل ما در آئینه تو منعکس شده است.
هوش مصنوعی: اگر آفتاب آسمان بخواهد به خاطر حسادت بر چهرهی تو بتابد، مانند ماه نو خواهد شد و در نور و زیباییاش کاستی خواهد یافت.
هوش مصنوعی: غم چهرهی تو مانند آفتاب بر دل و جانم سنگینی میکند، هرچند که به زلف تو گرفتار شدهام و در دام مشکلات و سختیها گرفتارم.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دل خستهام را از غم نجات بدهی، فقط کافیست نگاهی به نشانههای تو بیندازم که خودشان معیاری برای شفا هستند.
هوش مصنوعی: دل من هرگز امیدی به دانهای که تو میخواهی، ندارد، هرچند که باند زلف تو، چادر بلا و مشکلات را برایش فراهم کرده است.
هوش مصنوعی: در دل من دردی وجود دارد که شبانهروز به آن ناله میکنم و این درد تنها گواهی بر عشق من به توست. نیازی نیست که من به تو بگویم، تو خود میدانی که دلِ این بنده چه حالتی دارد.
هوش مصنوعی: هنگامی که آن ماه زیبا با کمر بسته به سمت دل من آمد، هیچ چیز نمیتوانست من را به صبر و شکیبایی وادار کند.
هوش مصنوعی: من فقط نگران زیبایی چهرهام نیستم، بلکه همه صاحبنظران از هر طرف به من نگاه میکنند.
هوش مصنوعی: ابن یمین به چیزهای زودگذر و سطحی توجهی ندارد و تمامی نگاهش به زیبایی و ظرافت آفرینش خداوند است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هیچ نپذیری چون ز آل نبی باشد مرد
زود بخروشی و گویی «نه صواب است، خطاست»
بی گمان، گفتن تو باز نماید که تو را
به دل اندر غضب و دشمنی آل عباست
ترک من بر دل من کامروا گشت و رواست
ازهمه ترکان چون ترک من امروز کجاست
مشک با زلف سیاهش نه سیاهست و نه خوش
سرو با قد بلندش نه بلندست و نه راست
همه نازیدن آن ماه بدیدار منست
[...]
بر تو این خوردن و این رفتن و این خفتن و خاست
نیک بنگر که، که افگند، وز این کار چه خواست
گر به ناکام تو بود این همه تقدیر، چرا
به همه عمر چنین خواب و خورت کام و هواست؟
چون شدی فتنهٔ ناخواستهٔ خویش؟ بگوی،
[...]
رمضان موکب رفتن زره دور آراست
علم عید پدید آمد و غلغل برخاست
مرد میخوار نماینده بدستی مه نو
دست دیگر سوی ساقی که : می کهنه کجاست ؟
مطرب کاسد بی بیم بشادی همه شب (؟)
[...]
گر سخن گوید، باشد سخن او ره راست
زو دلارام و دلانگیز سخن باید خواست
زان سخنها که بدو طبع ترا میل و هواست
گوش مالش تو به انگشت بدانسان که سزاست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.