یا رب کراست چون تو نگاری شکرلبی
سروی سمنبری صنمی سیم غبغبی
جانی بلطف و جمله خوبان چو قالبند
هرگز بلطف جان نشود هیچ قالبی
چون هست نور روی تو گو مه دگر متاب
با نور آفتاب چه حاجت بکوکبی
نسبت مکن بماه نو ابروی خویش را
کوهست پیش ابروی تو نعل مرکبی
بس روزها که در غمت آورده ام بشب
بر یاد آنکه با تو بروز آورم شبی
در آرزوی زلف چو شام تو هر سحر
مائیم و آب دیده و آهی و یا ربی
دائم در آنهوس که تو آئی بپرسشم
شکرانه جان همیدهم ار گیردم تبی
یکشب خیال تو لب بر لبم نهاد
گفتم که حاصلم ز تو جانیست بر لبی
تا در سفر چهها کشد ابن یمین چو دید
روز وداع ماه تو در قلب عقربی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر عشق و زیبایی محبوبش را وصف میکند و به احساسات عمیق و دلتنگیهای خود اشاره میکند. او محبوب را به صورت یک نگار زیبا با لبانی شیرین توصیف میکند و میگوید که زیبایی او هیچ نیازی به نور خورشید ندارد. شاعر در آرزوی دیدار محبوبش است و از غم و اندوهی که به خاطر دوری او متحمل شده، سخن میگوید. او با حسرت در انتظار بازگشت محبوبش نشسته و به یاد شبهای گذشته و لحظات شیرینی که با هم داشتهاند، میپردازد. در نهایت، شاعر به دشواریهایی که در دوری محبوبش متحمل شده اشاره میکند و نشان میدهد که عشقش به او همچنان زنده و پایدار است.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، چه کسی در این دنیا مانند تو زیبایی دارد؟ تویی که لبهایی شیرین و قیافهای خوشفرم داری، همچون یک سرو و سمن، و چهرهات به زیبایی درخشان است.
هوش مصنوعی: هر انسانی که با محبت و خوبی دیگران سر و کار دارد، هرگز نمیتواند به سادگی از خوبیهایش فاصله بگیرد. در واقع، روح و جان انسانها تحت تأثیر لطف و محبت قرار میگیرد و این ارتباط عمیق نمیتواند به آسانی از بین برود.
هوش مصنوعی: وقتی که نور چهرهات وجود دارد، چرا باید به ماه نگاه کرد؟ با وجود نور آفتاب، نیازی به ستاره نیست.
هوش مصنوعی: آرایش ابرو و زیبایی آن را با زیبایی ماه نو مقایسه نکن، زیرا ابروی تو به اندازهای از زیبایی برخوردار است که در برابر آن، کوهی مانند نعل مرکب به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: بسیاری از روزها را به خاطر غم تو سپری کردهام و به یاد آن شبی که با تو بودهام، شبها را بیدار میمانم.
هوش مصنوعی: ما هر صبح با اشک و آه، در انتظار زلفهای تو همچون شب، زندگی میکنیم.
هوش مصنوعی: همیشه در آرزوی آمدن تو هستم و از خدا سپاسگزارم که جانم را به تو میسپارم، حتی اگر دلم به تبی دچار شود.
هوش مصنوعی: یک شب خیال تو بر لبانم نشست و من به خودم گفتم که هیچ بهرهای از تو جز یک روح سرزنده در لبانم ندارم.
هوش مصنوعی: در سفر چگونه سختیها را متحمل میشود ابن یمین وقتی که روز وداع تو را میبیند و دلش مانند یک عقرب میتپد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای تیره زلف یار شبه یا سیه شبی
افعی واژدری تونه مادری نه عقربی
گفتم کنم شبیه به نال قلم تو را
دیدم خطا بود که سیه چون مرکبی
لعل لب نگار بود راح روح بخش
[...]
ای روح عقل اقدم و ریحانۀ نبی
کز خون دل ز غصه دوران لبالبی
ای شاه دادگر که ز بیداد روزگار
روزی نیارمیده نیاسوده ای شبی
از دوستان ملامت بیحد شنیده ای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.