ای نرگس مست تو برده دل هشیاران
با عقل خود اغیارند از عشق رخت یاران
زلف تو کند پیدا احوال پریشانم
چشم تو برد دل را با خانه بیماران
گر نیست ترا رحمت بر حالت من شاید
خفته چه خبر دارد از حالت بیداران
بر خاک سر کویت بادی که گذر یابد
آتش زند از غیرت بر کلبه عطاران
تا باده فروش آمد لعل لب میگونت
افتاد بسی نقصان در مکسب خماران
پر مکر و فریبست آن چشم خوش مستانه
زنهار بترس ای دل از فتنه مکاران
تا ابن یمین دارد مهر رخ تو در دل
دیوانگئی هستش مانند پری داران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و زیبایی محبوبی به نام نرگس میپردازد. شاعر از حیرت و دلباختگی هشیاران و دیوانگان به عشق او سخن میگوید و به تأثیر زلف و چشمانش بر وضعیت روحی خود اشاره میکند. او از درد و رنجی که این عشق به بار آورده، سخن میگوید و همچنین نسبت به فریبندگی چشمان او هشدار میدهد. شاعرانگی و احساسات شدید در این متن به خوبی نمایان است و شاعر به تمثیلهایی از آتش، درد و دیوانگی اشاره میکند که ناشی از عشق اوست. در نهایت، او به احساساتی درونی و تأثیر عشق بر زندگی خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای نرگس زیبا و دلربا، تو قلب عقلای هشیار را تسخیر کردهای. دیگران با فکر و عقل خود از عشق تو و زیباییات غافلند.
هوش مصنوعی: موهای تو نشاندهنده حال آشفته من است و چشمان تو دل مرا ربودهاند، درست مثل حال کسانی که در بستر بیماری هستند.
هوش مصنوعی: اگر رحمت تو بر حال من نیست، شاید تو در خواب هستی و از حال بیداران بیخبر.
هوش مصنوعی: هر بادی که از کنار خاک کوی تو بگذرد، چنان قوی است که میتواند به خاطر عشق و غیرتی که به تو دارم، آتش به کلبه عطاران بزند.
هوش مصنوعی: وقتی باده فروش آمد، لبهای زیبای تو مثل یاقوت به آنها افتاد و بسیاری از سرگشتگان عشق را دچار نقصان و کمبود کرد.
هوش مصنوعی: چشم زیبا و دلربایی که به نظر میرسد جذاب باشد، در واقع پر از نیرنگ و فریب است. ای دل، مراقب باش که از فریبکاران و دسیسههایشان حذر کنی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که ابن یمین به یاد روی تو عشق میورزد، دیوانگی و شوریدگی وجود دارد، مانند پریانی که در زیبایی خود سحر دارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوروز بساط نو گسترد به گلزاران
در باغ بساط دی بربود چو عیاران
بشکفت بهار نو شرط است نگار نو
ما و می و یار نو بر دامن کهساران
خوش گشت کنون عالم شادند بنیآدم
[...]
ای غمزه ی جادویت افسونگر بیماران
وی طرّه هندویت سر حلقه ی طرّاران
رویت بشب افروزی مهتاب سحر خیزان
زلفت بدلاویزی دلبند جگر خواران
گوئیکه دو ابرویت بیمار پرستانند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.