مرا بمجلس انس تو بار چون نبود
دل شکسته من زیر بار چون نبود
چنین کز آتش دل شعله میرود بسرم
چو شمع دیده من اشکبار چون نبود
مرا که رفته بود آنچنان نگار از دست
رخم بخون دل آخر نگار چون نبود
وصال سیمبران چون بزر میسر نیست
چه سازد ابن یمین با یسار چون نبود
بدینصفت که منم چون رباب کیسه تهی
بسان نای مرا ناله زار چون نبود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و دلشکستۀ شاعر اشاره دارد. او در مجلس یار حاضر نیست و دلش زیر بار غم و اندوه سنگین است. شاعر از آتش دل و اشکهایش سخن میگوید و غم دوری معشوق را با تصاویری مانند شمع و نای مقایسه میکند. او به این نکته اشاره میکند که در نبود وصال معشوق، هیچ چیز نمیتواند به او کمک کند و احساس طرد و تنهایی عمیقی را تجربه میکند. به طور کلی، شعر بیانگر عواطف شدید عاشقانه و درد جدایی است.
هوش مصنوعی: در جایی که تو نیستی و جمع دوستان وجود ندارد، دل شکستهام از بار غم و تنهایی فرومیریزد.
هوش مصنوعی: آتش دل من به شدت شعلهور است، مانند شمعی که در حال سوختن است. چشمانم پر از اشک است و گویی هیچ چیز وجود ندارد که بتواند آن را متوقف کند.
هوش مصنوعی: دلم به شدت برای آن زیبایی که از بین رفته، میسوزد. وقتی او دیگر نیست، چهرهام پر از غم و خون است.
هوش مصنوعی: دیدار با محبوبانی که زیبایی شان به مانند نقره است، برای افراد بزرگ دشوار است. در این شرایط، ابن یمین چه باید بکند وقتی که به خوشبختی دسترسی ندارد؟ وقتی چیزی در دسترس نیست، انسان چگونه میتواند به آرزوهای خود برسد؟
هوش مصنوعی: من همچون موسیقیدانی بیساز و بینوا هستم، که اگر چه صدا دارم، اما در درونم هیچچیزی برای گفتن و ناله کردن ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.