زلفت از سنبل تر گرد سمن پرچین کرد
گل رخ از پرتو خورشید رخت پرچین کرد
آمد از کوی تو باد سحری مشک افشان
مگر از شام دو زلفت گذری بر چین کرد
با سر کوی تو صاحبنظرش نتوان گفت
هر که رغبت بتماشا گه حور عین کرد
شمه ئی از صفت حسن تو میگفت صبا
گل چو بشنید رخ از شرم رخت رنگین کرد
در هوای لب تو جان بدهم تا گویند
بود فرهاد که جان پیشکش شیرین کرد
بشکر خنده چو بنمود گهر لعل لبت
روی خورشید پر از کوکبه پروین کرد
چون سخن از قد چون سرو تو گفت ابن یمین
راستی را همه کس از دل و جان تحسین کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقهاش میپردازد. او زلفهایش را به سنبل و چهرهاش را به گل و خورشید تشبیه میکند. بادی معطر از سمت کوی معشوق میوزد و شاعر با حسرت میگوید که نمیتوان در مورد زیبایی او با کسی صحبت کرد. آنگاه، شاعر میگوید که هر کسی از زیباییهای او بینصیب نخواهد ماند و حتی گلها از شرم چهرهاش رنگین میشوند. او نیز آماده است جان خود را فدای لبهای معشوق کند و از لبخند او که مانند گوهر لعل میدرخشد، به وجد میآید. در پایان، دیگران نیز زیبایی و قد و قامت معشوق را تحسین میکنند.
هوش مصنوعی: موهای تو به زیبایی سنبل است و بر روی گلهای خوشبو مانند سمن، سایه افکنده است. زیبایی صورتت مانند پرتو خورشید، دلها را در خود محصور کرده است.
هوش مصنوعی: باد سحری از کوی تو میگذرد و عطر مشک را منتشر میکند، شاید از شامگاه، نگاهی به پیچ و تاب دو زلفت بیندازم.
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش میخواهد به تماشای زیباییهای تو بیفتد، نمیتواند به سادگی با صاحبنظران در مورد تو سخن بگوید.
هوش مصنوعی: نسیمی از زیباییهای تو صحبت میکرد و وقتی گل این حرفها را شنید، از شرم چهرهات رنگش عوض شد و به رنگهای مختلف درآمد.
هوش مصنوعی: من در هوای لبهای تو جانم را فدای تو میکنم، تا بگویند فرهادی بود که جانش را در راه شیرین تقدیم کرد.
هوش مصنوعی: وقتی لبخند زیبایت مانند سنگ قیمتی جلوهگری میکند، چهرهات همچون خورشید میدرخشد و درخشان میشود.
هوش مصنوعی: وقتی ابن یمین درباره قامت زیبای تو صحبت کرد، همه با تمام وجود و از صمیم قلب ستایشش کردند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر که شبها ز سر زانوی خود بالین کرد
غنچه سان جیب و بغل پرسخن رنگین کرد
زهر چشمش چه عجب گر به تبسم کم شد؟
به نمک تلخی بادام توان شیرین کرد
آه ازین عشق ستم پیشه که با چندین سعی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.