یکچند بکام دلم ایام زمان داد
تا عاقبتم قبله اقبال نشان داد
المنه لله که مرا درگه پیری
لطف ازلی بار دگر بخت جوان داد
اینست جوانبختی من کین فلک پیر
توفیق زمین بوس سرافراز جهان داد
سلطان فلک مرتبه یحیی که نشانی
از رفعت حالش بحقیقت نتوان داد
برتر ز فلک وهم بسی سال سفر کرد
آخر خبر از پایه قدرش نتوان داد
طبعش بکرم ابر بهار است ولیکن
زر وقت سخا بر صفت باد خزان داد
عدلش به دل کینه ور گرگ ستمگر
در پرورش بره نر مهر شبان داد
سیمرغ فلک را ملک از سکه عدلش
در گوشه وطن بر صفت زاغ کمان داد
بدخواه وی از آتش غم تشنه جگر بود
آبش فلک از چشمه شمشیر و سنان داد
ای سرور عالم ز معالی و جلالت
آن رتبه که جستی ز خدا بیش از آن داد
رازی که پس پرده زنگاری چرخ است
آئینه رأیت خبر از جمله عیان داد
دایم ز خطای فلک ایمن بود آنکس
کورا زحوادث کرمت خط امان داد
با تربیت عدل تو نشگفت که گویند
مهتاب بکتان و قصب تاب و توان داد
شمشیر تو برندگی تیغ اجل کرد
گوئی که طبیعت گهرش از دبران داد
برنده چنین تیغ تو زانست که چرخش
از سنگ سیاه دل اعدات فسان داد
در معرکه از غرش کوست بدل خصم
چون رایت خفاق تو هیبت خفقان داد
خصم تو در آتشکده یعنی جگر خویش
سیاف صفت تیغ ترا آب روان داد
ای سایه حق یکدمه انعام تو نبود
هر نقد که خورشید همه عمر بکان داد
هر کس که ترا دست ببوسید چو خاتم
بر تخت زرش بخت نگین وار مکان داد
امروز در آفاق بسی خلق که خود را
شهرت بثنا گوئی تو شاهنشان داد
اما تو بانصاف نگه کن که از آنها
جز ابن یمین کیست که او داد بیان داد
توهم بدهش داد که فهرست سعادات
اینست که گویند فلان داد فلان داد
از داد تو جان تازه شدست اهل جهانرا
زان دم که بتو خالق جان ملک جهان داد
تا هست جهان جان تو بادا و بود ز آنک
از بهر به افتاد جهان حق بتو جان داد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و وصف بزرگی و مقام والای خداوند و همچنین تقدیر از نعمتها و الطاف او پرداخته است. شاعر با بیان احساسات خود، از تغییرات زندگیاش و جوان شدن دوبارهاش صحبت میکند و به بخت و اقبال خود اشاره میکند. او از عدل و کرم خداوند که به بندگانش لطف میفرماید، یاد میکند و در برابر چالشها و دشواریهای زندگی، اعتماد به رحمت و حکمت خدا را یادآور میشود. در پایان، شاعر از اهمیت وجود خداوند و نقش او در حیات و سعادت انسانها سخن میگوید و دعا میکند که وجود خداوند برای جهانیان جاودانه باشد.
هوش مصنوعی: مدتی از زمان به آرزوهای دلم پاسخ مثبت داد، تا اینکه در نهایت نتیجهام، نشانهای از خوش شانسی را نشان داد.
هوش مصنوعی: خدا را شکر میکنم که مرا در درگاه پیران با محبت ازلی، بار دیگر فرصتی جوانمردانه بخشید.
هوش مصنوعی: این به معنای این است که سرنوشت خوشبخت من این است که این جهان پیر به من مژدهی موفقیت و افتخار را هدیه داده است.
هوش مصنوعی: سلطان آسمان، مقام یحیی، به قدری والا و بلندمرتبه است که نمیتوان نشانهای از عظمت او را به طور واقعی بیان کرد.
هوش مصنوعی: بالاتر از آسمان، در اس سفر طولانی، اما در نهایت نميتوان به درستى میزان و ارزش او را مشخص کرد.
هوش مصنوعی: خصلتش مانند ابرهای بهاری است که مهر و محبت را همراه دارند، اما به هر حال، در زمان مناسبات و رفتارهای خود، ویژگیهای تند و سردی مانند وزش بادهای پاییزی را از خود نشان میدهد.
هوش مصنوعی: عدالت او حتی در دل گرگ ستمگری که کینه در دل دارد، باعث شده تا مهری به بره نر نشان دهد و از آن محافظت کند.
هوش مصنوعی: پرندهی اسطورهای سیمرغ، با عدل و انصاف خود، آسمان را به سلطنت درآورده و در وطن خود، به زاغی که نشانگر ستم و بیعدالتی است، کمان و تیر میدهد.
هوش مصنوعی: کسی که با دلخواه او دشمنی میکند، از آتش اندوه و درد در درونش بینهایت تشنه است. اما آسمان برای او، به جای آبی زلال و آرامش، درد و رنجی مانند جریان شمشیر و نیزه فراهم کرده است.
هوش مصنوعی: ای سرور جهانی، به خاطر عظمت و جلالت، به مقام و مرتبهای رسیدهای که حتی خداوند هم از آن فراتر نرفته است.
هوش مصنوعی: رازهایی که در پس پردهای تار قرار دارند، مانند آئینهای هستند که حقیقتهای واضحی را به نمایش میگذارند.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر مهربانیهای تو از سختیها و خطرات زندگی در امان باشد، همیشه از اشتباهات سرنوشت در امان خواهد ماند.
هوش مصنوعی: با تربیت و راهنمایی عادلانه تو، جای تعجب نیست که دیگران بگویند ماه درخشان است و تواناییهای خاصی دارد.
هوش مصنوعی: شمشیر تو چنان برنده است که گویی طبیعت در دهر، گوهرش را از بین برده است.
هوش مصنوعی: برنده واقعی کسی است که با سختیها و مشکلات زندگی میتواند روبرو شود و از دل سنگی و سیاه خود عبور کند و راهی تازه پیدا کند.
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، از کجا صدای رعد و برق میآید؟ وقتی دشمن را میبیند، مانند پرچمی که در باد میلرزد، قدرت تو باعث سکوت و ترس آنها میشود.
هوش مصنوعی: دشمن تو در آتشکده در واقع همان دل خودت است که به مانند یک جلاد، شمشیر تو را به آب روان سپرده است.
هوش مصنوعی: ای سایه حق، تو هیچگاه درنگ نکردی، چرا که همه نعمتها و لطفهای تو به اندازهای است که خورشید در تمام عمرش بر بکان میتاباند.
هوش مصنوعی: هر کسی که تو را بوسه میزند، همچون انگشتری بر تخت طلا، ارج و مقام ویژهای به تو میدهد.
هوش مصنوعی: امروز در دنیا افرادی زیادی وجود دارند که خود را ستایشگر تو میدانند و به خاطر تو خود را به نمایش گذاشتهاند.
هوش مصنوعی: اما تو با دقت نگاه کن که از میان آنها تنها ابن یمین است که توانایی بیان خود را دارد.
هوش مصنوعی: به او گفتند که فهرست خوشبختی این است که میگویند فلان چیز را بدهید و فلان چیز را بپذیرید.
هوش مصنوعی: از نعمت تو، زندگی جدیدی به مردم جهان بخشیده شده است، از زمانی که خداوند جان و حیات جهان را به تو عطا کرد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که این جهان پابرجاست، جان تو نیز پایدار باشد. زیرا به خاطر وجود تو و افتادن این جهان، حق به تو زندگی و جان بخشیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزی که خدا کام دل تنگ دلان داد
کام دل تنگ من از آن تنگدهان داد
گفتم که مرا از دهنت هیچ ندادند
خندید که از هیچ که را بهره توان داد
خرم دل مستی که گه بادهپرستی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.