آن کجا شد کز تو گه گه مرحبایی داشتم
در حریم کعبه ی کویت صفایی داشتم
دی گذشتی و نکردی التفاتی سوی من
خود نگفتی دردمند مبتلایی داشتم
دوش ز آب دیده و از آتش دل تا سحر
در میان آب و آتش ماجرایی داشتم
ناله ی شبگیر و آه سوزناکم نیم شب
این همه رنج و عنا آخر ز جایی داشتم
خوف گردابست و بیم موج و دریای عمیق
یار کشتیبان نگفتی کاشنایی داشتم
دست و پایی بایدم زد کابم از سر در گذشت
دست و پایی می زنم تا دست و پایی داشتم
ای طبیب دردمندان بر سر بالین من
یک قدم نه کز تو امید دوایی داشتم
معتکف در گوشه ی محراب ابروی تو دوش
تا سحر گه دست حاجت بر دعایی داشتم
بر گلستان جمالت دوش چون ابن حسام
همچو بلبل بر چمن برگ و نوایی داشتم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر یادآور خاطرات گذشتهای است که در آن زمانی برای معشوق خود لحظات خوشی را تجربه کرده است. او از بیتوجهی معشوق سخن میگوید و به حال خود میپردازد که در میان آب و آتش رنج میکشد. نالهها و آههای شبانهاش نشاندهنده عذابی است که تحمل میکند. همچنین، او به نیاز خود به کمک و دلسوزی معشوق اشاره میکند و از کاشانهای که در آن به یاد و دعا برای محبوب خود مشغول بوده، یاد میکند. در نهایت، شاعر مانند بلبل در باغ گلهای معشوقش، از زیباییهای او سخن میگوید و بر شادی و شور آن لحظات تاکید میکند.
هوش مصنوعی: چرا دیگر از تو صدایی نمیشنوم؟ زمانی در کنار تو در کعبه دل من آرام و شاد بود.
هوش مصنوعی: دیروز از کنار من رد شدی و هیچ توجهی به من نکردی. حتی نگفتی که من دردمندی دارم که به مشکلاتی مبتلا هستم.
هوش مصنوعی: دیشب تا صبح در حالی که بین اشکهای چشم و آتش دل بودم، داستانی را تجربه کردم.
هوش مصنوعی: در نیمه شب، صدای نالهها و آههای سوزناک من به گوش میرسد و این همه رنج و مشقت که تحمل کردهام، بالاخره از جایی سرچشمه دارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به احساس ترس و نگرانی ناشی از شرایط سخت دریا اشاره میکند. او از خطرات گرداب، امواج و عمق دریا میگوید و این احساس ناپایداری را با یادآوری اینکه نمیتواند به تجربهاش در گذر از این مشکلات اتکا کند، به تصویر میکشد. در واقع، او به نوعی عدم اطمینان و نیاز به یاری و راهنمایی در هنگام رویارویی با چالشهای بزرگ اشاره دارد.
هوش مصنوعی: باید تلاش و زحمت بکشم، چون ممکن است مشکلات از سر بگذرد. تا زمانی که توان دارم، تلاشم را ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: ای پزشک دردمندان، کنار بستر من بیا، هرچند از تو درمانی نمیخواستم.
هوش مصنوعی: در گوشهی محراب، به خاطر ابروی تو، من به مدت طولانی در سکوت و در خلوت نشسته بودم و تا سپیدهدم، دست نیازم را به دعا دراز میکردم.
هوش مصنوعی: دیشب در باغ زیبایی تو، مانند بلبل بر روی گلها و چمن، احساسی عمیق و سرشار از شادی داشتم و آهنگی دلنشین در دل خود میپروراندم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.