ای که مغروری به جاه ومال خود
دل نسوزانی چرا بر حال خود
هست جاه ومال همچون چاه ومار
گفتمت از این الحذر ز آن الفرار
بر سرت این حد غرور از بهر چیست
در دلت این سان سرور از بهر چیست
کن برون از سر غرور خویش را
وزسرای دل سرور خویش را
روز وشب خو کن به درد ورنج و غم
همچو من میباش خاک هر قدم
خود گرفتم کآسمان شاهت کند
حکمران تا ماهی از ماهت کند
قیروان تا قیروان بخشدتورا
وآنچه می باشددر آن بخشد تورا
مشرق ومغرب تو را آرندباج
خاوران تا خاوران گیری خراج
خود زح لگیرم بود دهقان تو
مشتری گردد کمین دربان تو
بر درت مریخ باشد پاسبان
شمس در خوان توگرددقرص نان
زهره باشد مطرب ایوان تو
هم عطارد منشی دیوان تو
شب روی گردد قمر درکشورت
رخ بساید چرخ بر خاک درت
عاقبت بیرون رود جانت ز تن
عاقبت بر تن بپوشندت کفن
عاقبت مرگت کند ناگه هلاک
عاقبت دهرت عجین سازد به خاک
عاقبت پنهان نمایندت به گور
عاقبت گردی غذای مار ومور
ای بسا سال ومه وشام وسحر
بگذرد کز ما به جا نبوداثر
ای بسا تیر ودی وادیبهشت
درجهان آید که ما باشیم خشت
ای که ناچار آخر کارت فناست
این همه بر سرغرورت کی رواست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به انسانهایی که به مقام و مال خود مغرورند، هشدار میدهد. شاعر به این افراد میگوید که جاه و مال همچون چاه و مار هستند و نباید به غرور دامن بزنند. از آنها میخواهد تا به خوردن درد و رنج عادت کنند و با خاکساری زندگی کنند. شاعر به یادآوری قدرت مرگ و فنا میپردازد و میگوید که در نهایت همه به خاک سپرده میشوند و هیچ نشانی از آنها باقی نمیماند. او تأکید میکند که غرور بر سر نداشتن کمالی که در نهایت به فنا میانجامد، هیچ دلیلی ندارد. به این ترتیب، پیام شعر این است که نباید به دنیا و مال و مقام فریفته شویم، بلکه باید به حقیقت مرگ و ناچیز بودن این دنیا توجه کنیم.
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر مقام و ثروت خود مغروری، چرا به حال خود نمیسوزی و ناراحت نمیشوی؟
هوش مصنوعی: ثروت و مقام همچون چاه و مار هستند؛ به تو گفتم از این خطر پرهیز کن و به آن دوری گزین.
هوش مصنوعی: چرا بر سرت این قدر خودبینی و تکبر است و در دلت این طور شادی و سرور وجود دارد؟
هوش مصنوعی: از خودبینی و تکبر بیرون بیا و از دل، شادی و سرور خود را بیاب.
هوش مصنوعی: روز و شب را به سختی و ناراحتی بگذران و مانند من در هر قدم از خود غم و اندوه به جای بگذار.
هوش مصنوعی: من خود را در چنگال قدرتی قرار دادم که آسمان سلطنت تو را به دست بگیرد و به تبع آن، ماهی از زیبایی تو بگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی که قیروان به تو چیزی میبخشد، تمام آنچه که در آنجا وجود دارد، نیز به تو تعلق میگیرد.
هوش مصنوعی: در شرق و غرب، از تو خواسته میشود که برای خاوران، مالیات جمعآوری کنی.
هوش مصنوعی: من خودم کشاورزم و تو به عنوان مشتری منی، اما بگذار تا دربان تو مراقب تو باشد.
هوش مصنوعی: اگر بر در خانهات نگهبانی از سیاره مریخ باشد، آفتاب (شمس) برای رسیدن به موجودیت تو، مانند قرص نان دور تو خواهد چرخید.
هوش مصنوعی: زهره به عنوان نوازندهای زیبا و دلانگیز در فضای زندگی تو حضور دارد و عطارد نیز به عنوان نویسندهای ماهر و زبردست در کارهای تو ایفای نقش میکند.
هوش مصنوعی: در شب، ماه بر کشور تو ظاهر میشود و چرخ زمان بر خاک خانهات سایه میافکند.
هوش مصنوعی: در نهایت، روح تو از بدن جدا خواهد شد و در پایان بر تن تو کفن میپوشند.
هوش مصنوعی: در نهایت، مرگ تو به طور ناگهانی تو را نابود میکند و در پایان عمرت تو را با خاک پیوند میزند.
هوش مصنوعی: در نهایت، تو را در گور پنهان میکنند و سرانجام، غذای مار و مور خواهی شد.
هوش مصنوعی: بسیاری از شبها و روزها و ماهها میگذرد بدون اینکه از ما نشانی باقی بماند.
هوش مصنوعی: ممکن است در دنیای آینده، افرادی به سمت بهشت بروند که ما در این دنیا فقط در حد یک خشت ساده به شمار میرفتیم.
هوش مصنوعی: ای کسی که سرانجام سرنوشتی جز فنا نداری، آیا این همه خودبزرگبینی و غرور برایت رواست؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.