پیرهن باری گران باشد به تن
«بگذر از تن تا نخواهی پیرهن»
بگذر از تن تا سراپا جان شوی
بلکه از جان هم که تا جانان شوی
چیست تن تا کس شود پابست وی
چشم اگر داری گریز از دست وی
وای وای ار کس اسیر وی شود
گر شود مستخلص از وی کی شود
بهتر تن محتاج آب ونان شوی
ز آن رهین منت دونان شوی
بگذر ار تن تا نخواهی آب ونان
نه شوی محتاج دونان بهر آن
تن تو را محروم از جانان کند
و زغم اینت بری از جان کند
تن حجاب جان وجانان آمده است
فی الحقیقت آفت جان آمده است
چون پری از آهن از تن شو بری
جان من تا کی کنی تن پروری
این تنی کامروز از اوداری سرور
می شودفردا غذای مار و مور
تن به صد دردت نمایدمبتلا
بگذر ازتن تا نیفتی در بلا
ای که در عالم گرفتار تنی
آه من همچون تو تو همچون منی
ترسم آخر پایمال تن شویم
شرمسار از دوست زاین دشمن شویم
سعی کن تا وارهیم از قید تن
جان بریم از دست کین وکید تن
غافل است آن کس که تن می پرورد
زآنکه آخر مار ومورش می خورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره سرزندگی روح و اهمیت عبور از قید و بندهای جسمانی صحبت میکند. شاعر پیشنهاد میدهد که باید از توجه به تن و نیازهای مادی گذر کرد و به جان و حقیقت روحانی روی آورد. تن را حجاب و مانع برای رسیدن به جانان (خدا) میداند و میگوید که اگر به آن وابسته شویم، گرفتار رنج و درد خواهیم شد. همچنین اشاره میکند که تن مانند یک چنبره ما را در دنیا محبوس میکند و در نهایت باید تلاش کنیم که از این قید رها شویم و به زندگی معنوی بپردازیم. لذا، نباید از تن پرورش دهیم چرا که در نهایت تنها درد و رنج برای ما به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: اگر پیراهنی سنگین بر تنت هست، برای اینکه از زحمت آن رها شوی، باید از آن عبور کنی و آن را کنار بگذاری.
هوش مصنوعی: از جسم خود عبور کن تا به تمام وجودت روحانی شوی، زیرا شاید از روح خود هم عبور کنی تا به محبوب واقعی خود برسی.
هوش مصنوعی: تن آدمی چیزی بیش از یک جسم مادی است و نمیتواند به هیچ چیزی وابسته شود. اگر چشمی باز داشته باشی، از این وابستگی و قید و بندها فرار کن.
هوش مصنوعی: اگر کسی در دام عشق گرفتار شود، حتی اگر از آن رها شود، باز هم تحت تأثیر آن قرار خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: بهتر است که به نیازهای اساسی خود مانند آب و نان توجه کنی و برای تامین آنها تلاش کنی، تا اینکه بخواهی به خاطر دیگران که ارزش کمتری دارند، خودت را در شرایط سخت قرار دهی.
هوش مصنوعی: اگر از تن خود بگذری و از آب و نان که باید، گذشته باشی، دیگر نیازی به غذاهای پست و بیارزش نخواهی داشت.
هوش مصنوعی: بدن تو باعث شود که از محبوب دور بمانی و از غم آن، جانت به مشقت بیفتد.
هوش مصنوعی: بدن به عنوان پوششی برای جان و روح انسان قرار گرفته و در واقع این بدن همانند آفتی برای زندگی روحی است.
هوش مصنوعی: ای جان من، وقتی که میخواهی از جسم خود آزاد شوی، چرا همچنان به این جسم وابستهای؟ مثل یک پرنده که از آهن رهایی مییابد، تو هم باید از قید و بندهایت رها شوی.
هوش مصنوعی: این بدن که امروز شاد و سرزنده است، فردا ممکن است غذای مار و مور باشد.
هوش مصنوعی: اگر دچار درد و رنجی شدم، بر آن غلبه میکنم و از آن عبور میکنم، تا از گرفتار شدن در مشکلات بزرگتر جلوگیری کنم.
هوش مصنوعی: ای کسی که در این دنیا به جسمی گرفتار شدهای، مانند من آه میکشی و من هم مانند تو هستم.
هوش مصنوعی: نگرانم که در نهایت زیر پا گذاشته شویم و از دوست شرمنده گردیم و به خاطر این وضعیت، به دشمنی با او روی بیاوریم.
هوش مصنوعی: تلاش کن تا از بند جسم آزاد شویم و از دشمنیها و مشکلات رهایی یابیم.
هوش مصنوعی: آن کسی که فقط به پرورش و نگهداری بدن خود میپردازد، غافل است، زیرا در نهایت این بدن به مرگ و نابودی میانجامد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.