باشد دلم ز روی روی جناب دوست
آشفته تر ز طره پرپیچ وتاب دوست
دادیم نقد هستی خود را که داشتیم
اما نرفته هیچ به خرج حساب دوست
غیر از طریق جور و رسوم ستمگری
کاتب نکرده ثبت مگر درکتاب دوست
دیدیم دوست را دل مشکل پسند داشت
ای دل چه کرده ای که شدی انتخاب دوست
با دوست عشق هیچ ندارد تفاوتی
با عاشقان پس از چه بوداجتناب دوست
از قحط آب مزرع امید ما بسوخت
تا زاین سپس چه فیض رسد از سحاب دوست
او آفتاب از رخ وما مشتری به دل
نی نی چوذره ایم بر آفتاب دوست
گویند از ملازمت اوملامتم
من درخیال دادن جان در رکاب دوست
از دیده غائب ار شده حاضر بود به دل
عین حضور در نظرم شد غیاب دوست
حکم کسوف کرد منجم چوشدخبر
کامروز دور می شود از رخ نقاب دوست
آن کس که گفت سروندیدم چمان شود
غافل بود مگر ز ذهاب و ایاب دوست
اقبال من بلندتر از این شوداگر
آید به دست طره چون مشک ناب دوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دوستی است. شاعر از آتش عشق و دلبستگی به دوستش صحبت میکند و به آشفتگی احساساتش اشاره میکند. او میگوید که تمام وجودش را برای دوستش داده و هیچ چیزی از این عشق کم نشده است. شاعر همچنین به تنگناها و مشکلاتی که برای رسیدن به دوستش وجود دارد، اقرار میکند و از زیبایی و جذابیت دوستش میگوید. در نهایت، او به یادآوری میافزاید که عشق با دوست هیچ تفاوتی ندارد و دوستش برای او مانند آفتابی است که نور و گرما میآورد. شاعر احساس میکند که با وجود فاصله، وجود دوستش در قلبش همیشه حس میشود.
هوش مصنوعی: دل من از دیدن صورت زیبای دوست بینهایت مضطرب و درهم ریخته است، حتی بیشتر از موهای پرپیچ و تاب او.
هوش مصنوعی: ما زندگی و وجود خود را در راه دوستی هزینه کردیم، اما چیزی از ارزشهای دوستی کاسته نشده است.
هوش مصنوعی: جز از طریق ظلم و ناعدالتی، هیچ چیز در کتاب دوستی ثبت نشده است.
هوش مصنوعی: دوست را دیدیم که دلش سلیقه خاصی دارد، ای دل! چه کردهای که تو انتخاب دوست شدهای؟
هوش مصنوعی: دوستی با عشق هیچ تفاوتی با عشق دیگران ندارد، پس چرا از دوست دوری میکنی؟
هوش مصنوعی: خشکسالی آب، زمین امید ما را به آتش کشید و حالا باید ببینیم بعد از این چه نیکی و برکتی از باران محبت دوست به ما میرسد.
هوش مصنوعی: او به مانند آفتاب است و من به مانند مشتری در دل او. هیچ گاه نمیتوانم از نور و گرمای دوستیاش دور شوم.
هوش مصنوعی: میگویند که از پیوستگی و همراهی با او، همواره در خیال و آرزو دارم که جانم را در راه دوست فدا کنم.
هوش مصنوعی: اگرچه او از نظرها دور است، اما در دل، احساس حضورش را دارم و در نظرم، غیبت دوست به معنای واقعی حس میشود.
هوش مصنوعی: منجم پیشبینی کرد که امروز کسوف خواهد شد و این نشان میدهد که پردهای از چهرهی دوست کنار خواهد رفت.
هوش مصنوعی: کسی که میگوید من به راحتی میتوانم روی پای خود بایستم، از سفر و رفت و آمد دوست غافل است.
هوش مصنوعی: چشمانداز و امید من میتواند فراتر از این برود، اگر موهای زیبا و خوشبو مانند مشک دوست به دستم برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اقبال قاصدی که رسد از جنابِ دوست
فرخنده طالعی که ببوسم خطابِ دوست
ای پیک اگر هزار مهم فوت میشود
چندان مرو که باز نویسم جوابِ دوست
گر دوست را به خونِ محبّان ارادت است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.