گردش چشم تو مستم کرده
لعل تو باده پرستم کرده
سرگرانی به من از بسکه رقیب
پیش تو شکوه ز دستم کرده
چه کنم من که چو ماهی ماهی
صید در زلف چوشستم کرده
نیستم عاشق امروزی یار
عاشق از روز الستم کرده
دوریت کرد مرا نیست ولی
باز دیدار تو هستم کرده
ترک چشم تو ز مژگان سپهی
تربیت بهر شکستم کرده
داشت از تو بلنداقبالی
لیک هجران تو پستم کرده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر با توصیف چشمان معشوق و تأثیر آن بر خود، از دلتنگی و غم دوری مینالد. او به رقیب خود شکایت میکند و از اینکه چقدر تحت تأثیر زیبایی معشوق قرار گرفته، میگوید. همچنین، او خود را عاشق قدیمی معرفی میکند و به دوری و غم جدایی اشاره دارد، در حالی که باز هم منتظر دیدار معشوق است. شعر در نهایت به نقصهای عشق و هجران میپردازد و نشاندهنده تأثیر عمیق این احساسات بر زندگی شاعر است.
هوش مصنوعی: نگاه تو مرا به شدت شگفتزده و مست کرده و زیبایی تو مانند یک شراب مرا به شوق آورده است.
هوش مصنوعی: من به خاطر رقابتی که با دیگران دارم و شکایتهایی که از من به تو شده، بسیار نگرانم.
هوش مصنوعی: من چه کنم که مانند ماهیای که در دام زلف تو گرفتار شده، در عشق تو به تله افتادهام؟
هوش مصنوعی: من عاشق امروز نیستم، بلکه عاشق گذشتهام و یاد آن روزها مرا تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: فراق و جدایی تو مرا رنج داده، اما همچنان در انتظار دیدارت هستم.
هوش مصنوعی: نگاهی به چشمان تو بهسان تیرهایی است که با مژگان زیبایت به قلبم اصابت میکند و باعث میشود که دلم بشکند.
هوش مصنوعی: از تو خوششانسی و fortune داشتم، اما جداییات مرا به زمین انداخت و به حقارت کشاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.