گنجور

غزل شمارهٔ ۸۶

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را

می‌کندچون موج‌گوهر بی‌زبان شمشیر را

سرکشی وقف تواضع‌کن‌که برگردون هلال

می‌کندگاهی سپرگاهی‌کمان شمشیر را

تا به خود جنبی سپر افکندهٔ خاکی و بس

گو بیاویزد غرور از آسمان شمشیر را

بسمل آهنگان‌، تسلیمت مهیا کرده‌اند

جبههٔ شوقی‌که داند آستان شمشیر را

حسن تا سر داد ابرو را به قتل عاشقان

قبضه شدانگشت حیرت در دهان شمشیر را

گشت از خواب‌گر‌ان چشمت به خون ما دلیر

می‌کند بیباکتر سنگ فسان شمشیر را

زایل از زینت نگردد جوهر مردانگی

قبضهٔ زر از برش مانع مدان شمشیر را

بر شجاعت پیشه ننگ است از تهور دم مزن

حرف جوهر برنیاید از زبان شمشیر را

بسمل موج می‌ام زخمم همان خمیازه است

در لب ساغرکن ای قاتل نهان شمشیر را

نوبهار عشرتم بیدل‌که با این لاغری

خون صیدم‌کرد شاخ ارغوان شمشیر را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمید زارعی نوشته:

در بیت چهارم کاما بعد از (آهنگان) اضافی هست

باید به این صورت خونده بشه

بسمل آهنگانِ تسلیمت مهیا کرده‌اند…

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.