گنجور

غزل شمارهٔ ۸۳۰

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشت

تورا در آینه می‌دید و جستجوی تو داشت

به هر دکان‌که درین چارسو نظرکردم

دماغ ناز تو سودای گفتگوی تو داشت

به دور خمکدهٔ اعتبارگردیدیم

سپهر و مهر همان‌ساغر و سبوی تو داشت

ز خلق این همه غفلت‌که می‌ کند باور

تغافل توز هرسو نظربه سوی تو داشت

نظربه رنگ توبستم نظربه رنگ توبود

خیال روی توکردم خیال روی تو داشت

ز ما و من چقدر بوی ناز می‌آید

نفس به هرچه دمیدند های و هوی تو داشت

غرور و ناز تو مخصوص‌کج‌کلاهان نیست

شکسته رنگی ما هم خمی ز موی تو داشت

هزار پرده دریدند و نغمه رنگ نبست

زبان خلق همان معنی مگوی تو داشت

چه جرعه‌هاکه نه بر خاک ریختی زاهد

به این حیا نتوان پاس آبروی تو داشت

به سجده خاک شدی همچو اشک و زین غافل

که خاک هم تری از خشکی وضوی توداشت

به‌گردش نگهت پی نبرد فطرت تو

که سبحهٔ تو چه زنار درگلوی تو داشت

درین حدیقه به صد رنگ پر زدم بیدل

ز رنگ در نگذشتم‌که رنگ و بوی تو داشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد طهماسبی دهنو(هانا دایی) نوشته:

سلام
نظر به روی تو کردم نظر به رنگ تو بود
خیال روی تو کردم خیال روی تو داشت
شرحی بر بیت پنجم بر اساس مطالبی که خوانده ام

این بیت با اینکه ساده به نظر میرسه تا حدی سخت و پیچیده است
حضرت بیدل مطالب صوفیانه رو در این بیت گنجانده
توجه کنید که کلمه(نظر)(رنگ)در مصرع اول دوبار تکرار شده
کلمه ی (خیال)دوبار در مصرع دوم تکرار شده
که اگر به ماخذ لغوی این کلمه ها توجه بشه هم معنی صحیح از این کلمات استخراج میشه و هم عیوب تکرار این کلامت مرفوع میشه
بر این اساس کلمات تکراری دارای دو معنی هستند
نظر=فکر کردن معنای دیگه نگاه کردن
رنگ=لون و معنای نشانه و علامت و آثار
خیال=گمان و حدس و هم معنای تمثال و تصویر
طبق این معنای بیت مذکور چنین معنایی میده
مصرع اول=فکر کردم این رنگ اصلی توست اما نگاهِ من به آثار و نشانه های تو اثابت کرده… یا(نظر من به رنگ اصلی تو اصابت نکرد بلکه در عوضِ رنگ اصلیت، آثار و علائم هات به نظرم رسید

مصرع دوم=گمان کردم که روی توست اما اینطوری نبود و خیال روی تو بود‌…یا(گمان من با اصل روی حقیقی تو مواجه نشد و به جای چهره ی حقیقی تو خیال تو به نظرم اومد)

صوفیان ثار رو به صورت تجلیات مشاهده میکنن و با دیدن همین تجلیات گمان میکنند اصل حقیقت رو دیدن، در حالی که اونا فقط جلوه ها رو نگاه کردن و نظرشون در اصل به ظلال اصابت کرده

حالا بیدل با درک از این واقعیت میگه که من عوض نظر کردن به اصل،ظل یا سایه به نظرم رسید و گمانم مقرون حقیقت نبود…چون رویت اصلی برای هیچ کسی میسر نیست و چیزی که مشاهده میشه همون ظل هستش نه حقیقت

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام