گنجور

 
بیدل دهلوی
 

بی‌ساز انفعال سراپای من تهی‌ست

چون شبنم ازوداع عرق جای من تهی‌ست

نیرنگ عالمی به خیالم شمرده‌گیر

صفر ز خودگذشته‌ام اجزای من تهی‌ست

رنگی ندارد آینهٔ مشرب فنا

ازگرد خوا دامن صحرای من تهی‌ست

دل محو مطلق است چه هستی‌کجا عدم

از هرچه دارد اسم معمای من تهی‌ست

چون صبح بالی از نفس سرد می‌زنم

عمری‌ست آشیانهٔ عنقای من‌تهی‌ست

از نقد دستگاه زیانکار من مپرس

امروز من چوکیسهٔ فرد‌ای من تهی‌ست

چون پیکر حبابم از آفت سرشته‌اند

از مغز عافیت سر بی‌پای من تهی‌ست

یارب نقاب کس ندّرد اعتبار پوچ

از یک حباب قالب دریای من تهی‌ست

تاکی فروشم از عرق شرم جام عذر

چشمش خمار دارد و مینای من‌تهی‌ست

بیدل سرمحیط سلامت چه موج وکف

تا او بجاست جای تو و جای‌من‌تهی‌ست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.