گنجور

 
بیدل دهلوی
 

عنقا سراغم از اثرم وهم و ظن تهیست

در هر مکان چو نقش نگین جای ‌من تهیست

بی‌حرف ساز صوت و صداگل نمی‌کند

زین ‌جا مبرهن‌ است که این ‌انجمن تهیست

چشم‌حریص و سیری جاه‌، این‌.چه ممکن است

هرچند شمع نور فشاند لگن تهیست

این خانه‌ها که خار و خس انبار حرص ماست

چون حلقه‌های در همه بی‌رفتن تهیست

بر رمز کارگاه سخن پی نبرد‌ایم

تاکی زبان زپرده بگوید دهن تهیست

ضبط نفس غنیمت عشرت شمردنست

گر بوی گل قفس شکند این چمن تهیست

عمری‌ست ‌گوش خلق ز افسون ما و من

انباشته‌ست پنبه و جای سخن تهیست

ناموس شمع‌ کشته به فانوس واگذار

دستی‌ کز آستین به در آرم ز من تهیست

می در قدح ز بیکسی شیشه غافل است

چندان‌که غربت است پر از ما، وطن تهیست

نتوان به هیچ‌ پرده سراغ وصال یافت

بیدل‌ ز بوی یوسف ما پیرهن تهیست

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۹ نوشته:

حبیبه
حجب‌وحیا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید علی بطحایی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۴ نوشته:

در بیت پنج نبرده‌ایم درست است. احتمالا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.