گنجور

 
بیدل دهلوی
 

شیخ تا عزم بر نماز شکست

صد وضو تازه‌ کرد و باز شکست

صوفی افکند بر زمین مسواک

وجد دندان این گراز شکست

شبهه درس تامل من و تست

رنگ تحقیق از امتیاز شکست

عیش سربسته داشت خاموشی

لب‌گشودن طلسم راز شکست

بر زمین تاخت حادثات فلک

به نشیب آمد از فراز شکست

ادب‌آموز بود وضع سپهر

گردن ما خم نیاز شکست

دل خراب اعاده درد است

شیشه را حسرت‌گداز شکست

ناامیدی کلید مطلبهاست

ای بسا در که ‌کرد باز شکست

دستگاه آنقدر نباید چید

آستینی ‌که شد دراز شکست

مطرب این ندامت انجمنیم

نغمهٔ‌ ماست عجز و ساز شکست

بیدل از پیکر خمیده ما

ناتوانی ‌کلاه ناز شکست

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.