گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۵۶۶

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

گوهر دل ز سخن رنگ صفا باخته است

زنگ این آینه یکسر نفس ساخته است

مکش ای جلوه ز دل یک دونفس دامن ناز

که هنوز آینه تمثال تو نشناخته است

حسن خوبان که کتان مه تابان تواند

تا تو بی‌پرده نه‌ای پرده نینداخته است

جلوه‌ها مفت‌تو ای ناله چه فرصت‌طلبی‌ست

که نفس هم‌نفسی آینه پرداخته است

از قمار من و ما هیچ نبردیم افسوس

رنگ جنسی‌ست‌که نقدش همه جا باخته است

عجز ما آن سوی تسلیم ‌گرو می‌تازد

سایه در جنگ سپر هم سپر انداخته است

هرزه بر خویش ننازی‌ که درین بزم چو شمع

سر تسلیم همان‌گردن افراخته است

هر دو عالم چو نفس در جگرم سوخته‌اند

شعلهٔ وادی مجنون چه‌قدر تاخته است

پیش از ایجاد نفس قطع هوسها کردیم

صبح هستی دم تیغی به خیال آخته است

هیچ پرواز ز خاکستر خود بیرون نیست

بیدل این هفت فلک بیضهٔ یک فاخته است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بهرام اشتری نوشته:

در مصرع دوم بیت چهارم، «هم نفسی» باید«هم، نفسی » باشد

👆☹

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify