گنجور

 
بیدل دهلوی
 

فضای وادی امکان پر از غبار فناست

چه آسمان‌چه‌زمین‌مغز این‌دو پوست‌هواست

ز راستی مدد حال گوشه‌گیریهاست

کمان کشیدن قد خمبده کار عصاست

به فیض می‌کشی ز دم شکوه آزادیم

سیاه مستی ما سرمهٔ خموشی ماست

نمی‌رسد کف عشاق جز به نالهٔ دل

که دست باده‌ کشان تا به گردن میناست

ز خاک ما نتوان برد ذوق خرسندی

جو صبح اگر همه بر باد رفته دست دعاست

مقیم‌کوی امید از فنا چه غم دارد

غبار رهگذر انتظار، آب بقاست

ز سیر عالم دل غافلیم ورنه حباب

سری اگر به گریبان فرو برد دریاست

به غیر خودسری از وضع دهر نتوان یافت

عبار نیز درین دشت پیش خود برپاست

به هر طرف که نهی گوش‌ ، یأس می‌جوشد

جهان حادثه، ساز دل ‌شکستهٔ ماست

حباب‌وار دربن بحر غیر خلوت دل

به‌ گوشه‌ای ‌که توان یک نفس ‌کشید،‌ کجاست

زبان حسرت مخمور من‌که ذرتابد

ز بس شکسته دلم ساغرم شکسته صداست

ز درد بی‌اثری فال اشک زد آهم

شراب ساغر شبنم‌گداز سعی هواست

جفاکشان همه دم صرف‌کار یکدگرئد

ز پا فتادن اشک از برای ناله عصاست

همین نه ریشه قفس دارد از سلامت تخم

ز دست عافیت دل نفس هم ابله پاست

به نارسایی خود بی‌نیازیی داریم

شکسته ‌بالی یاس آشیان استغناست

غبار عجز بودکسوت ظفر بیدل

شکستگی‌، ز رهی همچو موج در بر ماست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امیر حسین رحیمی زنجانبر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۰۶ نوشته:

زبان حسرت مخمور من که «دریابد»
بر اساس نسخه تصحیح خلیلی

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.