گنجور

 
بیدل دهلوی
 

فیض حلاوت از دل بی‌کبر وکین طلب

زنبوررا ز خانه برآرانگبین طلب

بی‌پرده است حسن غنا در لباس فقر

دست رسا زکوتهی آستین طلب

دل جمع‌کن ز بام و در عافیت فسون

آسودگی ز خانه به دوشان زین طلب

پشمینه‌پوش رو به فسردن سرای شیخ!

فصل شتا محافظت ازپوستین طلب

دست طلب به هرچه رسد مفت عجزگیر

دور است آسمان‌، تو مراد از زمین طلب

گلهای این چمن همه در زیر پای توست

ای غافل از ادب نگه شرمگین طلب

زین جلوه‌هاکه در نظرت صف‌کشیده است

آیینه‌داری نفس واپسین طلب

عمر از تلاش باد به‌کف چون نفس‌گذشت

چیزی نیافت‌کس‌که بیرزد به این طلب

دل درخور شکست به اقلیم انس تاخت

چینی همان به جادهٔ مو رفت چین طلب

شبنم وصال‌گل طلبید آب شد زشرم

از هرکه هرچه می‌طلبی اینچنین طلب

این آستان هوسکدهٔ عرض ناز نیست

شاید به سجده‌ای بخرندت‌، جبین طلب

بیدل خراش چهرهٔ اقبال شهرت است

عبرت زکارخانهٔ نقش نگین طلب

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.