گنجور

 
بیدل دهلوی
 

ای جلوهٔ تو سرشکن شان آفتاب

خندیده مطلع تو به دیوان آفتاب

پیغام عجز من ز غرورت شنیدنی‌ست

مکتوب سایه دارم و عنوان آفتاب

در هرکجا نگاه پر افشان روز بود

شوق تو د‌اشت اینهمه سامان آفتاب

شب محو انتظارتو بودم دمید صبح

گشتم به یاد روی تو قربان آفتاب

چون سایه پایمال خس و خار بهتر است

آن سرکه نیست‌گرم ز احسان آفتاب

از چرخ سفله‌کام چه جویم‌که این خسیس

هر شب نهان‌کند به بغل نان آفتاب

همت به جهد شبنم ما نازمی‌کند

بستیم اشک خویش به مژگان آفتاب

ای لعل یار ضبط تبسم مروت است

تا نشکنی به خنده نمکدان آفتاب

چون ماه نو ز شهرت رسوایی‌ام مپرس

چاکی کشیده‌ام زگریبان آفتاب

بیدل به حسن مطلع نازش چسان رسیم

ما راکه ذره ساخته حیران آفتاب

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد حکیم مهری در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۴۱ نوشته:

درغزل شماره 355 گنجوی درمصرع دوم پیغام عجز من زغرورت شنیدنیست آمده درحالیکه درکلیات بیدل چاپ 1298 مطبعهء صفدری در عوض شنیدنیست ( پسند نیست) آمده که خیلی هم تفاوت کلمه است لطفا" دقت کنید و بگوئید کدام یک دقیق تراست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.