گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۸۲

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

شرر کاغذی‌، آرایش دکان نکنی

صفحه آتش نزنی‌، فکر چراغان نکنی

عمل پوچ مکافات کمین می‌باشد

آتشی نیست اگر پنبه نمایان نکنی

ذوق دریاکشی از حوصلهٔ وهم برآ

تا ز خمیازهٔ امواج ‌گریبان نکنی

هرکجا جنس هوس قابل سودا باشد

نیست نقد تو از آن ‌کیسه‌ که نقصان نکنی

ای سیهکار اگرگریه نباشد، عرقی

آه از آن داغ ‌که ابر آیی و باران نکنی

سیل بنیاد تماشا مژه بر هم زدن است

خانهٔ آینه هشدار که وبران نکنی

دوستان یک قلم آغوش وداعند اینجا

تکیه چون اشک به جمعیت مژگان نکنی

چه خیال است‌ که در انجمن حیرت حسن

گل‌ کنی آینه و ناز به دامان نکنی

نفس اماره جز ایذای جهان نپسندد

تا نخواهی بدکس بر خودت احسان نکنی

حیف سعیت ‌که به انداز زمینگیریها

پای خود را نفسی آبله دندان نکنی

چشم موری اگرت ‌کنج قناعت بخشند

همچو بیدل هوس ملک سلیمان نکنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین نوشته:

درود بر شما و سپاس بابت مدیریت چنین سایت ادبی و فاخری.
آیا در مصرع:
چشم نوری اگرت کنج قناعت بخشند
بجای واژه “کنج ” از واژه “گنج ” استفاده گردد، معنای زیباتری نخواهد داشت؟
سپاس دوباره از شما و آرزوی عمری درخشان

حسین نوشته:

“چشم موری اگرت گنج قناعت بخشند”

در پیام پیشین به اشتباه “نوری” نگاشته شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام