گنجور

 
بیدل دهلوی
 

با همه سرسبزی از سامان قدرت عاری‌ام

صورت برگ حنایم معنی بیکاری‌ام

همچو شبنم‌ کاش با خواب عدم می‌ساختم

جز عرق آبی نزد گل بر سر بیداری‌ام

اشک شمع‌ کشته آخر در قفای آه رفت

سبحه را هم خاک ‌کرد اندوه بی‌زناری‌ام

هرکجا باشم‌ کدورت جوهر راز من است

چون غبار از خاک دشوار است بیرون آری‌ام

عجز طاقت‌ گر نباشد ناله پیش آهنگ‌ کیست

بی‌پر و بالی شد افسون جنون منقاری‌ام

همچو گوهر خاک‌ گردم تا کی از وهم وقار

یک نفس ‌کاش آب سازد خجلت خود داری‌ام

قدردان وضع تسلیمم ز اقبالم مپرس

موج یک دریا گهر فرش است در همواری‌ام

شکر اقبال جنون را تا قیامت بنده‌ایم

آفتاب اوج عزت کرد بی‌دستاری‌ام

غنچهٔ من از شکفتن دست ردّ بیند چرا

نا دمیدن هر چه باشد نیست بی‌دلداری‌ام

وسعت مشرب برون ‌گرد بساط فقر نیست

دشت را در خانه پرورده‌ست بی‌دیواری‌ام

نیست بیدل ذره‌ای‌ کز من تپش سرمایه نیست

چون هوای نیستی در طبع امکان ساری‌ام

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.