گنجور

 
بیدل دهلوی
 

قصهٔ دیوانگان دارد سراسر نامه‌ام

می‌تراود شور زنجیر از صریر خامه‌ام

دیگ زهدی در ادبگاه خموشی پخته‌ام

زبر سرپوش حباب از گنبد عمامه‌ام

در فراقت خواستم درد دلی انشا کنم

جوش زد خون پرده‌های دیده اشک از نامه‌ام

مشق راحت نیست مژگانی‌ که می‌آرم بهم

بی‌رخت خط می‌کشد بر لوح هستی خامه‌ام

طاقت شور دماغ من ندارد کاینات

می‌زند آتش به عالم گرمی هنگامه‌ام

برنمی‌دارد دماغ وحدتم رنگ دویی

غنچه سان کرده‌است بوی خود معطر شامه‌ام

معنی‌ام اجزای بیرنگی‌ست بیدل چون حباب

اینقدرها شوخی اظهار دارد خامه‌ام

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
منبع اولیه: بیدل نشر نگاه
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.