گنجور

 
بیدل دهلوی
 

حاضران از دور چون محشر خروشم دیده‌اند

دیده‌ها باز ست لیک از رگوشم دیده‌اند

با خم شوقم چه نسبت زاهد افسرده را

میکشان هم یک دو ساغروار جوشم دیده‌اند

سابه زنگ‌کلفت آیینهٔ خورشید نیست

نشئهٔ صافم چه شد گر درد نوشم دیده اند

صورت پا در رکابی همچو شمع استاده‌ام

رفته خواهد بود سر هم‌گر به دوشم دیده‌اند

در خراباتی که حرف نرگس مخمور اوست

کم جنونی نیست یاران‌ گر به هوشم دیده‌اند

تهمت‌آلود نفس چندین گریبان می‌درد

چون سحر عریانم اما خرقه‌پوشم دیده‌اند

کنج فقرم چون شرار سنگ بزم ایمنی‌ست

مصلحتها در چراغان خموشم دیده‌اند

فرصت نازگلم پر بیدماغ رنگ و بوست

خنده بر لب در دکان گلفروشم دید‌ه اند

حال می‌پندارم و ماضی است استقبال من

در نظر می‌آیم امروزی که دوشم دیده‌اند

شبنم‌آرایی‌ست بیدل شوخی آثار صبح

هرکجا گل کرده باشم شرم‌کوشم دیده‌اند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

تیمور ناصری در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۴ نوشته:

حاضران از دور چون محشر خروشم دیده‌اند
دیده‌ها باز ست لیک از (راه) گوشم دیده‌اند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.