حدیث عشق شودناله ترجمانش و لرزد
چو شیشه دلکهکشد تیغ از میانش و لرزد
قیامت است بر آن بلبلی که از ادب گل
پر شکستهکشد سر ز آشیانش و لرزد
به هر نفس زدن از دل تپیدن است پرافشان
چو ناخدا گسلد ربط بادبانش و لرزد
به وحشتیاست درین عرصه برقتازی فرصت
که پیک وهم زند دست درعنانش ولرزد
به خون تپیده ضبط شکسته رنگی خویشم
چو مفلسی که شود گنج زر عیانش و لرزد
اگر به خامه دهم عرض دستگاه ضعیفی
ز ناله رشتهکشد مغز استخوانش و لرزد
ز سوز سینه ی من هر که واکشد سر حرفی
چو نبض تبزده برخود تپد زبانش و لرزد
به عرصهای که شود پرفشان نهیب خدنگت
فلک چو شست ببوسد زه کمانش و لرزد
خیال چین جبینت به بحر اگر بستیزد
به تن ز موج دود رعشه ناگهاناش و لرزد
گداخت زهرهٔ نظاره دورباش حیایت
چو شبروی که کند بیم پاسبانش و لرزد
شکستهرنگی عاشق اگر رسد به خیالش
چو شاخگل برد اندیشهٔ خزانش و لرزد
غبار هستی بیدل ز شرم بیکسی خود
به خاک نیزکند یاد آستانش و لرزد
حدیث کاکل و زلف تو بیدل ار بنگارد
چو رشته تاب خورد خامه در بنانش و لرزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از لرزش دل و وجود خود به عنوان نشانهای از شدت عشق و ترس میگوید. تصویرهای مختلفی از زیبایی و درد در عشق ترسیم میشود؛ مانند بلبلی که به خاطر ادب و زیبایی گل، از آشیان خود خارج میشود و میلرزد. همچنین، عشق را به گونهای توصیف میکند که باعث تپش دل و نگرانی میشود. هر نوع احساسات مرتبط با عشق، چه شادی و چه غم، در این شعر به تصویر کشیده شده است و شاعر از لرزش وجود خود در مواجهه با محبوب صحبت میکند. او همچنین به زیبایی محبوب و تأثیر آن بر روح و دل خود اشاره میکند. به طور کلی، این شعر ابراز احساسات عمیق عاشقانه و عذابهای آن را به شیوهای هنرمندانه به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: داستان عشق به گونهای بیان میشود که گویی صدای نالهای را به گوش میرساند و دل مانند شیشهای لرزان میشود. این عشق چنان تیز و خطرناک است که مانند تیغی از دل برمیآید و لرزش و اضطرابی را در دل به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: بلبلی که به خاطر ادب و احترام، گلهای شکسته را از آشیانهاش میکَند، در واقع در روز قیامت به سر میبرد و از ترس میلرزد.
هوش مصنوعی: هر بار که نفسی میکشی، از دل تو تپش و هیجان وجود دارد. مانند ناخدایی که وقتی رابطه بادبانش را با کشتی قطع کند، کشتی لرزان میشود.
هوش مصنوعی: در این فضا، حالتی ترسناک وجود دارد که مانند برق، فرصتی کوتاه و ناگهانی بهوجود میآید و به نوعی خیال یا تصور به آن دست میزند و باعث لرزش و ارتعاش در کنترل آن میشود.
هوش مصنوعی: من به شدت درگیر احساساتی عمیق و دردناک هستم، مانند کسی که در زیر بار مشکلات زندگی غرق شده و هنوز زرق و برق ثروت و خوشبختی را نمیتواند ببیند و از ترس، دچار لرزش میشود.
هوش مصنوعی: اگر قلم را بگذارم تا از درد و فریاد وجود ضعفی بگوید، این ناله آنچنان عمیق و دردناک است که به استخوانهایش لرز میدهد و تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: از درد و سوز دل من، هر کس که چیزی بگوید، همچون نبضی که تحت تاثیر تب میزند، زبانش به لرزه درمیآید و تپش میکند.
هوش مصنوعی: در فضایی که تیر تو با نیرویی قوی به target میرسد، آسمان تا جایی تحت تأثیر قرار میگیرد که به نشانه احترام، زخم کمانت را میبوسد و به لرزه در میآید.
هوش مصنوعی: اگر تصور شکل ابروهای تو با دریا درگیر شود، بدن به شدت از خیال آن لرزیده و دچار لرزش میشود.
هوش مصنوعی: نگران نباش و دور و بر خود را با احتیاط نگاه کن، مثل زیبایی که از ترس نگهبانش میلرزد.
هوش مصنوعی: اگر یک عاشق که دلش شکستگی دارد به خیال خود برسد، مانند شاخه گلی که در اندیشه فصل خزان قرار دارد، میلرزد.
هوش مصنوعی: غبار نامعلومی در زندگی بیدل به خاطر تنهاییاش به قدری خود را به خاک میکشد که حتی یاد آستان محبوبش هم او را میلرزاند.
هوش مصنوعی: اگر سخن از مو و زلف زیبای تو به میان آید، همچون تاری که در دست هنرمند تاب برمیخورد، قلم در دست او به لرزه درمیآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهید عشق تو آید به یاد جانش و لرزد
کند خیال خدنگ تو استخوانش و لرزد
مریض عشق ترا تا ز درد خسته نگردد
اجل به بالین آید به قصد جانش و لرزد
به خاک کشته خود گر کنی گذر ز ره ناز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.