گنجور

 
مجیرالدین بیلقانی
 

پذرفته ای گلاب دعاگوی خویش را

ای از تو جود، کام دل خویش یافته

من بر امید آنکه به وعده کنی وفا

ده قطعه در ثنای شریف تو بافته

اکنون روا مدار که نومیدیم کند

چون گل عرق گرفته و چون کوره تافته