ای صدر بکن هر چه توانی ز تغافل
تا روز خود از وعده تو می شمرم من
باشد که ادب گیرم و جایی ننشینم
چون سیلی مطل تو فراوان بخورم من
از شعر و تقاضا دل و مغزم به خلل شد
در وعده بی مغز تو تا کی نگرم من؟
در کیسه ندارم درم قلب و گر نی
خود را به خود از غصه تو باز خرم من
کو دادگری کز سر انصاف تو زند دم؟
تا پیرهن از جور تو در پای درم من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شاعر در مورد بیتوجهی و نادیده گرفتن دیگران میپردازد. شاعر از طرفی از ناامیدی و غم ناشی از وعدههای بیعمل سخن میگوید و از طرف دیگر به دنبال ادب و آرامش است. او به تکرار موانع و مشکلات در زندگی خود اشاره میکند و به نوعی انتظار دادگری و انصاف دارد. در نهایت، احساسات عمیق او درباره ناامیدی و غصه ناشی از روابط غیرمنصفانه را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ای دل، هرچه میتوانی از بیتوجهی و غفلت خود دست بردار، چرا که من روزی را که تو وعدهاش را دادی، در خاطر میسپارم.
هوش مصنوعی: شاید یاد بگیرم که چقدر باید مؤدب باشم و هرگز به جایی ننشینم، مانند سیلی که دشت را پر از آب میکند، من هم از این همه تجربه و آموزش بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: از شعر و درخواست، دل و ذهنم دچار مشکل شده است. تا چه زمانی باید به وعدههای بیمحتوای تو نگاه کنم؟
هوش مصنوعی: من در دل خود چیزی از تو ندارم، اما اگر نبود، از غم تو دلخوش نمیشدم.
هوش مصنوعی: کیست که از روی انصاف فریاد بزند؟ تا من در حضور تو، به خاطر ظلمی که بر من روا داشتهای، ناله کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
او در دل و چون باد صبا در بدرم من
پرسم خبر از غیر و ز خود بیخبرم من
شکر بر طوطی فکن و گل سوی بلبل
آتش بمن انداز که مرغ دگرم من
خلقی همه نزدیک و تو مپسند که از دور
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.