سر خیل بتانی تو آشوب جهانی تو
هر بند چو جانی تو با ما نه چنانی تو
مهر تو گزینم من درد تو بچینم من
با آن که چنینم من با ما نه چنانی تو
ما را نه دمی پرسی نه هیچ نمیپرسی
گر راست همیپرسی با ما نه چنانی تو
چون گل به دو صد زاری اندر کف اغیاری
لیکن ز ستمکاری با ما نه چنانی تو
این تیغ کشی از چه واین خیرهکشی از چه
با جمله خوشی از چه با ما نه چنانی تو
تا حسن تو شد ظاهر جویای تو شد ناصر
برگو که چرا آخر با ما نه چنانی تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.