گنجور

 
ملک‌الشعرا بهار
 

روی ماهت‌ ر ببین تا عشقمر باور کنی

رنگ زردم ر ببین تا جورتر کمتر کنی

نیصب شو وخت که بوی زلفهاتر مشنوم

کرببینی روز مور خاک سیا ور سر کنی

زلف کرنیلیر ازی بیشتر مزن قیچی که واز

مثل پیشتر نِمْتَنی چرخ مُو رَ چِنْبَرْ کِنِی

ای بهار اُ‌قذر به پیش مو مخن والنازعات

گر بحال مو بیفتی الذیر  از برکنی

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

افضل رقوی در ‫۳۰ روز قبل، یک شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۹ نوشته:

"گر به حال مو بیفتی الذی ر از بر کنی". الذی را از بر کردن، به معنی حفظ کردن الذی، یک ضرب المثل خراسانی و کنایه از مجبور شدن به انجام کار دشوار است. ظاهرا در مکتب خانه های قدیم یکی از مشکلترین کارها برای کودکان حفظ کردن سوره ای بوده که مشهور به سوره ی الذی بوده است و کودکان جهت حفظ آن به زحمت زیاد می افتاده و تنبیه می شده اند. به همین دلیل در ادبیات عامیانه ی خراسان، وقتی کسی بخواهد فردی را تهدید به زدن کند میگوید: "آنچنان تو را بزنم که الذی را از بر کنی!"

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.