گنجور

 
ملک‌الشعرا بهار
 

بنگر بدان درخش که با قوت شمال

برجست و روی ابر به‌ناخن همی شخود

چون طفل خردسال که با خامه طلا

کج‌مج خطی کشد بهٔکی صفحهٔ کبود