گنجور

شمارهٔ ۷۶

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » غزلیات
 

باز پیمان بست دل با دلبری پیمان گسل

سحر چشمش‌ چشم‌بند و بند زلفش‌ جان‌گسل

دوست کش‌،‌ بیگانه‌پرور، دیرجوش و زودرنج

سست‌پیمان،‌ سخت‌دل‌،‌ مشکل‌پسند،‌ آسان‌گسل

در نگاه تند چون قاتل ز مجرم جان‌ ستان

در عطای بوسه چون سیر از گرسنه نان‌گسل

لفظ آتشبار او یاس‌آور و امّیدسوز

نرگس بیمار او دردافکن و درمان‌گسل

غمزه‌اش در دلبری یغماگر و مردم‌فریب

طره‌اش‌ در کافری تقوی‌کش و ایمان‌گسل

دست‌ هجرش‌ فرش عیش‌ و صفحهٔ‌ شادی‌نورد

شور عشقش بیخ عمر و رشتهٔ عمران‌گسل

انبساط روح را با جوهر حرمان‌زدای

ارتباط وصل را با خنجر هجران‌گسل

لعل گوهربیز او گاه سخن مرجان‌فروش

مژهٔ خونریز او وقت غضب شریان‌گسل

نیست‌ دل ز ایران گسستن‌ خوش‌ ولی‌ ترسم «‌بهار»

دل ز ایران بگسلد زین فتنهٔ ایران‌گسل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.