گنجور

شمارهٔ ۳

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » دیوان اشعار » مثنویات پراکنده
 

دلم از قال و قیل گشته ملول

ای خوشا خرقه و خوشا کشکول

لوحش الله، ز سینه جوشیها

یاد ایام خرقه پوشیها

ای خوش ایام شام و مصر و حجاز

فارغ از فکرهای دور و دراز

باز گیرم شهنشهی از سر

و ز کلاه نمد کنم افسر

شود آن پوست تخته، تختم باز

گردد از خواب، چشم بختم باز

خاک بر فرق اعتبار کنم

خنده بر وضع روزگار کنم

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.