عزیزون از غم و درد جدایی
به چشمونم نمانده روشنایی
گرفتارم بهدام غربت و درد
نه یار و همدمی نه آشنایی
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
عزیزون از غم و درد جدایی
به چشمونم نمانده روشنایی
گرفتارم بهدام غربت و درد
نه یار و همدمی نه آشنایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از غم و درد جدایی سخن میگوید و میگوید که چشمانش دیگر روشنایی ندارد. او در غربت و درد گرفتار است و نه یاری دارد و نه کسی را میشناسد که به او دلگرمی دهد.
هوش مصنوعی: عزیزان، به خاطر غم و درد جدایی، چشمانم دیگر روشنی و نور ندارند.
هوش مصنوعی: در دل این غربت و غم دچار هستم و هیچ یار و رفیق یا کسی که به من آشنا باشد کنارم نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زمین را نیست با لطف آشنایی
که تا بر وی بماند روشنایی
عزیزان از غم و درد جدایی
به چشمانم نمانده روشنائی
بدرد غربت و هجرم گرفتار
نه یار و همدمی نه آشنائی
به ما چشمی دگر کرد آشنائی
دو به بیند ز چشمی روشنائی
کرامت دادیش در آشنائی
ز نورت یافت اینجا روشنائی
زمانی گر ز روی آشنائی
دهد شمع جمالت روشنائی
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.