گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مولانا

ای آنکه حریف بازی ما بده‌ای

این مجلس جانست چرا تن زده‌ای

چون سوسن و سرو از غم آزاد بدی

بنده غم از آن شدی که خواجه شده‌ای

شیخ بهایی

ز آب و گل عکس جمال خویشتن بنموده ای

شمع گل رخسار و ماه سرو بالا کرده ای

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از شیخ بهایی
میرداماد

من کیستم ای شوخ دل از کف شده ای

آتش به دکان هستی خود زده ای

با غیر تو خوش نشین کز آشوب غمت

خون شد دل ما و سینه آتشکده ای

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه