بود عالی همتی صاحب کمال
گشت عاشق بر یکی صاحب جمال
از قضا معشوق آن دل داده مرد
شد چو شاخ خیزران باریک و زرد
روز روشن بر دلش تاریک شد
مرگش از دور آمد و نزدیک شد
مرد عاشق را خبر دادند از آن
کاردی در دست میآمد دوان
گفت جانان رابخواهم کشت زار
تا به مرگ خود نمیرد آن نگار
مردمان گفتند بس شوریدهای
تو درین کشتن چه حکمت دیدهای
خون مریز و دست ازین کشتن بدار
کو خود این ساعت بخواهد مرد زار
چون ندارد مرده کشتن حاصلی
سر نبرد مرده را جز جاهلی
گفت چون بر دست من شد کشته یار
در قصاص او کشندم زار زار
پس چو برخیزد قیامت، پیش جمع
از برای او بسوزندم چو شمع
تا شوم زو کشته امروز از هوس
سوخته فردا ازو اینم نه بس
پس بود آنجا و اینجا کام من
سوخته یا کشتهای او نام من
عاشقان جان باز این راه آمدند
وز دو عالم دست کوتاه آمدند
زحمت جان از میان برداشتند
دل به کلی از جهان برداشتند
جان چو برخاست از میان بیجان خویش
خلوتی کردند با جانان خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، عاشقی به نام عالی همتی به عشق یک معشوق زیبا دلبسته شده است. او عاشقانه در آرزوی وصال معشوقش است، اما احساس میکند که مرگ به او نزدیک میشود. وقتی خبر میآورد که معشوقش در خطر است، تصمیم میگیرد تا برای نجات او جان خود را قربانی کند. دیگران او را دیوانه مینامند و از او میخواهند که این کار را نکند، اما او معتقد است که اگر معشوقش کشته شود، او نیز باید جان خود را به خاطر او فدا کند. او میخواهد در روز قیامت به خاطر این عشقش مورد شفاعت قرار گیرد. در نهایت، عاشقان دیگر نیز به او ملحق میشوند و همگی از دنیای مادی دل میکنند تا در کنار معشوقشان آرامش یابند.
هوش مصنوعی: انسانی با اراده و بزرگمنش، به کمال رسید و عاشق فردی زیبایی شد.
هوش مصنوعی: به طور اتفاقی، محبوبی که دل او را ربوده بود، همچون شاخهای باریک و زرد از نی، جانش از دنیا رفته است.
هوش مصنوعی: در روزی روشن، قلب او به شدت غمگین و تیره شد، زیرا مرگش به تدریج به سراغش آمد و احساس نزدیکی کرد.
هوش مصنوعی: مرد عاشق را از نزدیک شدن فردی با چاقو مطلع کردند.
هوش مصنوعی: میگوید میخواهم جانانم را در میان گلزارها ببرم تا به خاطر عشقش، مرگ من هم برایش بیاثر باشد.
هوش مصنوعی: مردم میگویند که تو چقدر دیوانه هستی؛ در این کشتن چه درسی یا فکری را مشاهده کردهای؟
هوش مصنوعی: نزن به کسی و از کشتن دست بردار، زیرا خود او در این لحظه، بدحال و نزدیک به مرگ است.
هوش مصنوعی: مرده را کشتن نتیجهای ندارد و جز نادانی چیزی به همراه نمیآورد.
هوش مصنوعی: گفت وقتی که یارم به دست من کشته شد، در انتقام او بیوقفه و با دل شکستگی گریه کرده و او را میکشم.
هوش مصنوعی: زمانی که روز قیامت فرارسد، من به خاطر او مانند شمعی در میان جمع میسوزم.
هوش مصنوعی: من امروز به خاطر عشق او تا سرحد مرگ میرسم و از هوسهای آینده سوختهام. این وضعیت به تنهایی برایم کافی نیست.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که شخصی در جایی خاص حاضر است و در اینجا، درد و رنجی را تجربه میکند. یا ممکن است به نوعی به سختی و مرگ خود اشاره داشته باشد و ارتباط آن با نامش را بیان کند. به طور کلی، بیت به عمق احساسات و وضعیت درونی فرد میپردازد که در ناامیدی و یأس به سر میبرد.
هوش مصنوعی: عاشقان با تمام وجود و شجاعت به این مسیر آمدهاند، در حالی که از هر دو جهان چیزی در دست ندارند.
هوش مصنوعی: زحمت و درد زندگی را از بین بردند و دل به طور کامل از دنیا جدا کردند.
هوش مصنوعی: زمانی که روح از جسم بیجان جدا میشود، با معشوق خود خلوت و انس میگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.