یکی پیری چو ماهی یک پسر داشت
که با روی نکو خُلق و هنر داشت
پدر کو را چنان پنداشته بود
حساب از وی بسی برداشته بود
به آخر مرد و جان آن پدر سوخت
چه میگویم جگر کو صد جگر سوخت
پدر بیخود پی تابوت میشد
که هم حیران و هم مبهوت میشد
چو خاک افشاند بسیار و فغان کرد
دلی پُر درد سر بر آسمان کرد
چنین گفت ای که پیوندت نبودست
تو معذوری که فرزندت نبودست
فراغت داری از درد من آنگه
که هستی از پس پرده منزّه
گر استغفار بی پایان ندیدی
حدیث کلبهٔ احزان شنیدی
پسر را چاه و زندانست آنجا
پدر را بیت الاحزانست اینجا
اگر همچون تو پیوندش نبودی
نبودی شک که مانندش نبودی
پسر را با پدر چل سال پیوست
چرا سعی بدو ندهد دمی دست
اگر خطّی بود آن جز خطا نیست
وگر حرفی بوَد آن هم روا نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره پدری است که یک پسر با نیکویی و هنر دارد، و او را بسیار عزیز و مورد محبت قرار داده است. اما در نهایت پدر میمیرد و این مرگ او را به شدت متاثر و غمگین میکند. پدر در غم از دست دادن پسرش، دچار حیرت و سردرگمی میشود و دلش به شدت از درد میسوزد. او در فریاد و زاری به آسمان مینگرد و احساس میکند که فرزندش دیگر در کنار او نیست و این درد او را آزار میدهد. در پایان، پدر میگوید که اگرچه فرزندش را از دست داده، اما ارتباط و پیوندشان در این دنیا همچنان پایدار است و در کنار هم بودهاند. اشعار نشاندهنده عمیقترین احساسات انسانی نسبت به فقدان و درد جدایی است.
هوش مصنوعی: پیری مانند ماهی یک پسر داشت که از لحاظ ظاهر زیبا و دارای خلق و خوی خوب و هنر بود.
هوش مصنوعی: پدر او را طوری تصور کرده بود که از او خیلی چیزها را کنار گذاشته است.
هوش مصنوعی: پدر به خاطر مرگ فرزندش از شدت درد و اندوه سوخته است. نمیدانم چطور احساس خود را بیان کنم، زیرا این داغ آنقدر بزرگ است که نمیتوانم به اندازه کافی از آن بگویم.
هوش مصنوعی: پدر به دلیل غم و اندوه از دست دادن عزیزش، به دنبال تابوت میرفت و در این حال کاملاً گیج و سردرگم شده بود.
هوش مصنوعی: وقتی که خاک بسیار پراکنده شد و دل شکستهای فریاد زد، سرش را به سمت آسمان بلند کرد.
هوش مصنوعی: این گفته به این معناست که اگر پیوند و نسبی بین ما وجود ندارد، مشکلی نیست؛ زیرا تو به خاطر نداشتن فرزند، معذور هستی.
هوش مصنوعی: زمانی که تو از درد و رنج من بیخبر هستی، آرامش و راحتی داری.
هوش مصنوعی: اگر نتوانستی داستان توبه و آمرزش بیپایان را ببینی، حتماً از ماجرای کلبهای پر از غم و اندوه خبر داری.
هوش مصنوعی: پسر در آنجا در چاه و زندان گرفتار شده است و پدر در اینجا در محل محنت و اندوه به سر میبرد.
هوش مصنوعی: اگر تو به این ارتباط قدم نمیزدی، هرگز نمیتوانستم تصوری از تو داشته باشم.
هوش مصنوعی: پسر به مدت سی سال با پدرش زندگی کرده است، پس چرا نباید لحظهای تلاش کند تا دست پدرش را بگیرد و به او کمک کند؟
هوش مصنوعی: اگر نوشتهای وجود داشته باشد، فقط اشتباه است و اگر حرفی باشد، آن هم قابل قبول نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.