نشسته بود روزی پیرِ اصحاب
ز پنداری و شهرة پیشِ محراب
درآمد از در مسجد یکی زال
ولی همچون الف با قدِّ چون دال
بدو گفتا که در عین هلاکی
پلیدی میکنی دعویِ پاکی
بدین شیخی شدی مغرور اصحاب
برون آی ای جُنُب از پیشِ محراب
بسوز از عشق خود را ای گرامی
وگر نه زاهدی باشی ز خامی
ز زاهد پختگی جستن حرامست
که زاهد همچو خشت پخته خامست
ز سوز و اشک عاشق همچو شمعست
ازان دراشک و سوز خویش جمعست
ازان باشد همه شب اشک و سوزش
که خواهد بود کُشتن نیز روزش
چو اشک و سوز و کُشتن شد تمامش
برآید کُشتهٔ معشوق نامش
شود در پرده هم دم هم نفس را
نماند کار با او هیچ کس را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، یک پیر در کنار محراب نشسته و به یک زاهد که به مسجد وارد میشود، میگوید که در حالی که به ظاهر پاک و مقدس است، در باطن به خطا رفته است. او به زاهد هشدار میدهد که از غرور و جمود خود خارج شود و به عشق و سوز درونیاش توجه کند. پیر اشاره میکند که زاهدی که از عشق و اشک بیبهره است، به مانند خشت پختهای است که زندگی ندارد. اشک و سوز عاشقانه مانند شمع است که میسوزد و با وجود درد و رنج، به سرنوشت خود میرسد و در نهایت به پیوند با معشوق میانجامد. در این مسیر، هیچ کس دیگری نباید در این ارتباط وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: روزی پیرمردی از یاران، به خاطر اعتقاد و شهرتش، در کنار محل عبادت نشسته بود.
هوش مصنوعی: یکی از پیرمردها به مسجد وارد میشود، او مانند زالی است که قدش به بلندای حرف "دال" میرسد و به شکل حرف "الف" ایستاده است.
هوش مصنوعی: به او گفته شد که در حالی که در بینظمی و سختی به سر میبری، ادعای پاکی و بیگناهی میکنی.
هوش مصنوعی: به دلیل غرور و خودبینی که در میان اصحاب پیدا کردهای، از جایی که هستی خارج شو و از پیش مکان عبادت دوری کن.
هوش مصنوعی: ای عزیز، از عشق خود بجوش و بسوز، وگرنه اگر بیعشق باشی، مانند زاهدهای نادان خواهی بود.
هوش مصنوعی: چشمپوشی از زاهدان و بهرهگیری از آنها نادرست است، زیرا زاهد مانند آجری پخته، نارس و ناقص است.
هوش مصنوعی: از غم و درد عاشق، همانند شمعی میسوزد و در اثر این درد و اشک، تمام احساساتش در یک جا جمع شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر آنکه در شب همیشه گریه و درد است، در روز هم انتقام و کشتن خواهد بود.
هوش مصنوعی: وقتی همهی اندوه و آتش عشق به او تمام میشود، نام کسی که به خاطر محبوبش جان داده برمیآید.
هوش مصنوعی: وقتی در پرده پنهان شده باشی، دیگر هیچ کس نمیتواند با تو ارتباط برقرار کند و کار تو با کسی نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.