آتشی در جملهٔ آفاق زن
نوبت حسن علیالاطلاق زن
ماه اگر در طاق گردون جفته زد
نیست بر حق تو به استحقاق زن
پردهٔ عشاق زلف رهزنت
در نواز و بانگ بر آفاق زن
پردهٔ عشاق راهی خوش بود
راه ما در پردهٔ عشاق زن
آتش شوق توام بی هوش کرد
آب بر روی من مشتاق زن
بستهٔ میثاق وصلت عمر رفت
چارهای کن راه آن میثاق زن
زرق در عشق تو کفر منکر است
تیغ غمزه بر سر زراق زن
کشت زهر هجر تو عطار را
وقت اگر آمد دم از تریاق زن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز عشق و شوق خود به معشوق میپردازد و آتش عشق را در وجود خود و عالم احساس میکند. او معشوق را به عنوان نماد زیبایی مطلق معرفی کرده و بر این باور است که هیچ شیء دیگری در مقایسه با او قابل قبول نیست. شاعر از عشق و زلف معشوق به عنوان پردهای یاد میکند که جلوههای زیبایی را در دنیا به نمایش میگذارد و میخواهد تا این عشق را در زندگیاش نگه دارد. همچنین، او از درد جدایی و تیرگیهای هجر سخن به میان میآورد و به دنبال چارهای برای پیوند دوباره با معشوق است. در نهایت، او اشاره میکند که زهر جدایی او را آزرده کرده و به تریاقی در عشق نیاز دارد.
هوش مصنوعی: در همهٔ دنیا آتشی وجود دارد که نماد زیبایی و کمال است؛ این زیبایی، بهطور مطلق، از آن توست و تو سزاوارترین فرد برای دریافت آن هستی.
هوش مصنوعی: هرچند ماه زیبا و دلانگیز در آسمان درخشیده است، اما زیبایی و مقام تو را نمیتوان با آن سنجید؛ بنابراین شایسته است که تو را بر حق خودت به عنوان زیباترین ستاره بشناسند.
هوش مصنوعی: زلفهای معشوقهات همچون پردهای از عشق است که در آن آواز و صدای زیبایی به گوش میرسد؛ بنابراین این زلفها را به دنیا نشان بده.
هوش مصنوعی: راهی که عاشقان در آن قرار دارند، به دلخواه و خوشایند ماست. تو (مخاطب) با خودت، آن راه را مانند یک صحنهٔ زیبا و دلپذیر برای دیگران نشان بده.
هوش مصنوعی: شوق و محبت تو مرا بیخبری و بیحالی میدهد، آب بر روی من که عاشق توام، بریز.
هوش مصنوعی: عمر من در پیمان عشق تو به پایان رسیده است؛ حالا چارهای بیاندیش و راهی برای برقراری دوبارهٔ این پیمان پیدا کن.
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که احساس کنم هر چیزی غیر از آن را نمیتوانم بپذیرم، و این حالت به قدری کارساز است که حتی تیغ غمزهات (چشمها یا نگاهت) بر سر من مانند زرق و برق است، پس بگذار این زیبایی تو را به سرم بزنم.
هوش مصنوعی: عطار در این بیت میگوید اگر روزی رسید که عطار از زهر جدایی تو رنج میبرد، به او بگوید داروی شفابخش را بیاورد و با تریاق (داروی سحرآمیز) به او کمک کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گه دم عشق علی الاخلاق زن
گه نوای پردهٔ عشاق زن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.