گاه لاف از آشنایی میزنیم
گه غمش را مرحبایی میزنیم
همچو چنگ از پردهٔ دل زار زار
در ره عشقش نوایی میزنیم
از دم ما می بسوزد عالمی
آخر این دم ما ز جایی میزنیم
ما مسیم و این نفسهای به درد
بر امید کیمیایی میزنیم
روز و شب بر درگه سلطان جان
تا ابد کوس وفایی میزنیم
پادشاهانیم و ما را ملک نیست
لاجرم دم با گدایی میزنیم
ما چو بیکاریم کار افتاده را
بر طریق عشق رایی میزنیم
خوان کشیدیم و دری کردیم باز
سالکان را الصلایی میزنیم
نیستان را قوت هستی میدهیم
خویشبینان را قفایی میزنیم
اندرین دریا که عالم غرق اوست
بی دل و جان دست و پایی میزنیم
ماجرای عشق از عطار جو
تا نفس از ماجرایی میزنیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی عشق و ارتباط با آن پرداخته است. او از عشق و عواطفش سخن میگوید و به تبرک درگاه عشق و دلباختگیاش اشاره دارد. احساساتش از عشق چنان قوی است که جهانی را میسوزاند و در جستجوی کیمیای عشق میکوشد. او خود را در مقام پادشاهی میبیند که بدون ملک و جایگاه اجتماعی، فقط به امید عشق در زلالی و خلوص نفس زندگی میکند و به خدمتگذاری کسی پرداخته است که بالاترین مقام را در دل او دارد. در نهایت، شاعر به بیان شوق و عظمت نقل داستان عشق از عطار میپردازد و با شجاعت در جستجوی حقیقت زندگی میکوشد.
هوش مصنوعی: گاهی از داشتن آشنایی با او سخن میگوییم و گاهی هم به خاطر غم او خوشامدگویی و با او مهربانی میکنیم.
هوش مصنوعی: ناله و آواز ما از دل پریشان و غمگینمان، همچون صدای چنگ در رنج عشقش، به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: عالمی به خاطر نفس و وجود ما در حال سوختن است، زیرا نفس ما از مکان و مبدأی خاص فرام میآید.
هوش مصنوعی: ما آدمهایی هستیم که با نفسهای پر از درد، به امید یافتن چیزی ارزشمند و نادر مشغول تلاش هستیم.
هوش مصنوعی: ما همیشه در درگاه معشوق (سلطان جان) حاضر هستیم و تا همیشه به او وفادار خواهیم بود و نشان وفا را برپا میکنیم.
هوش مصنوعی: ما در حقیقت پادشاه و سرآمدان هستیم، اما چون سلطنتی نداریم، ناچار باید به کبر و فخر از مقام خود گدایی کنیم.
هوش مصنوعی: ما که هیچ کار خاصی نداریم، برای آنهایی که به عشق مشغول هستند، راهی نشان میدهیم و به آنها کمک میکنیم.
هوش مصنوعی: ما سفرهای گسترده و دری باز کردیم تا سالکانی که در جستجوی حقیقت هستند، از آن بهرهمند شوند و برای آنها صدا و نغمهای خوش میزنیم.
هوش مصنوعی: ما به نیستان، یعنی به جهان و کائنات، نیرو و حیات میبخشیم، اما کسانی که خود را میبینند و به خودشان مغرورند، در واقع از زندگی واقعی دورند و ما به آنها ضربهای میزنیم.
هوش مصنوعی: در این دریای عشق که تمام عالم در آن غرق است، ما بیدلی و بیجانی تلاش میکنیم و زندگیمان را سپری میکنیم.
هوش مصنوعی: ماجرای عشق را از عطار میجوییم و به بیان آن احساس و نفس میدهیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.