هر شبی عشقت جگر میسوزدم
همچو شمعی تا سحر میسوزدم
بی پر و بال توام تا عشق تو
گاه بال و گاه پر میسوزدم
چون کنم در روی چون ماهت نظر
کز فروغ تو نظر میسوزدم
چند دارم دیده بر راه امید
کز نظر کردن بصر میسوزدم
بی جگر خوردن دمی در من نگر
کز جگر خوردن جگر میسوزدم
گفت با من ساز تا کم سوزمت
گر نمیسازم بتر میسوزدم
سرد و گرمم مینسازد بی تو زانک
سوز عشقت خشک و تر میسوزدم
تا بخواهم سوختن یکبارگی
هر دم از نوعی دگر میسوزدم
تا قدم از سر گرفتم در رهش
از قدم تا فرق سر میسوزدم
تن زن ای عطار و عود عشق سوز
تا به خلوتگاه بر میسوزدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عواطف عمیق و سوزناک عشق خود میپردازد و توصیف میکند که چگونه هر شب در آتش این عشق میسوزد. او خود را مانند شمعی میبیند که در انتظار محبوبش میسوزد و بیپر و بال بودنش را تأکید میکند. شاعر از آتش عشق و ناراحتیهای ناشی از دوری مینالد و به دلتنگیهایش اشاره میکند که دیگر امیدی به بهبودی ندارد. در نهایت، او از محبوبش میخواهد که با او سازگار شود تا کمتر بسوزد و به اثرات عمیق و دائمی عشق بر وجودش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر عشق تو مانند شمعی میسوزم و تا سپیدهدم ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: من بیپر و بال هستم و فقط عشق تو را دارم که گاهی مرا به اوج میبرد و گاهی به سوز و درد میاندازد.
هوش مصنوعی: هر بار که به چهره زیبایت نگاه میکنم، حس میکنم چنان نور و درخشندگیای از تو میتابد که نگاهم را میسوزاند.
هوش مصنوعی: چندین بار به امیدی که در راه است دیدم، و از اینکه به آن امید نگاه میکردم، چشمانم به شدت میسوزد.
هوش مصنوعی: لحظهای به من نگاهی بینداز که چگونه از درد و رنج قلبی خود رنج میبرم، چراکه این رنج و درد، همچون سوختن جگر مرا میآزارد.
هوش مصنوعی: اگر با من رفیق و همراه شوی، کمتر آزار میبینم؛ اما اگر نخواهی با من باشی، اوضاع برایت بدتر خواهد شد و بیشتر تحت فشار قرار میگیرم.
هوش مصنوعی: بدون تو نه گرمی دارم و نه سردی حس میکنم، چرا که آتش عشق تو در وجودم همواره میسوزد، چه در حالی که شاداب هستم و چه در زمانهای سخت.
هوش مصنوعی: هر بار که میسوزم، احساس میکنم که سوختن من به نوعی متفاوت از قبل است.
هوش مصنوعی: همین که راه او را آغاز کردم، از پا تا فرق سرم را در عشق او سوزاندم.
هوش مصنوعی: ای عطار، با عشق سوزانی که مانند عود است، زن را به آتش بکش تا در خلوت خود بسوزیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
رخ بپوشید و جگر میسوزدم
آتش پنهان بتر میسوزدم
خانه گر از آب سازم چون حباب
آه دل دیوار و در میسوزدم
یاد آن لب، دل که خون آلود ازوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.