گنجور

شمارهٔ ۵۰

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل و دین بتی نامسلمان گرفت

بیک عشوهٔ کشور جان گرفت

بت سبزوار از خط سبزه وار

بخد خور آسا خراسان گرفت

ز پیکان او یافت حظی دلم را

که گفتی که خطش ز پیکان گرفت

بدوران مخور غم به دور آن می آر

که غم ها برد می چودوران گرفت

چه خواهد دگر شحنهٔ غم زمانه

اگر نیم جان بود جانان گرفت

دلی داشتم بود غمخوار جان

ولی ترک مستی ز این آن گرفت

مرا بود چشمی از او بهره ور

ز بس اشک بارید طوفان گرفت

شه حسنش آهنگ تاراج کرد

ز اسرار دل برد و ایمان گرفت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور