گنجور

شمارهٔ ۱۸

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

وجودش بس ز حق دارد مزایا

غدانی مریة منه البرایا

دل از من برده شوخ مه لقائی

تناهی حسنه اقصی القصایا

بتی سنگین دلی سیمین عذاری

صبیح الوجه مرضی السجایا

ملاحتهای شیرینان پر شور

عکوس من محیاه مرایا

بفردوسم مخوان از خلد رویش

فمن خلی النقود بالنسایا

ز صبح طلعت و زلف شب آساش

غدت غدوات ایامی عشایا

سخن کوته بود در وصف قدش

مدی الاعمار لو قلنا تحایا

چو اسرار دهان و از میان داشت

فقلبی فی زوایاه جنایا



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام